ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٨٠ - اصل سيزدهم در تعين معقول بودن مرتبه جسم كل و صورت عرش
اعتبارات او كه به نام اسمائش ناميده شده نيست، و از اين جهت است كه عالم غير و «سوى» ناميده مىشود.
٥٧٧/ ٤ اين مطلب را نيك انديشه كن تا بدانى؛ حقايق منسوب به حق تعالى از حيث «اسميّت» و منسوب به تعيّن از حيث كون و وجود؛ همگى آنها از وجهى اسماء ذاتى حقّاند، چون آنها تعيّنات علمى اويند كه نسبت به ذات حق عين اويند و از جهتى مجالى ذات وىاند، زيرا مظاهر وجود او و صور تجلى احدى اويند، و از وجه سوم- كه كاملتر از دو وجه پيشين است-: آنها مجالى ذات او و از آن جهت كه او است هستند- نه مطلقا- زيرا او از اين جهت از همه بىنياز است و داراى مقام: خدا بود و با او چيزى نبود، مىباشد، بلكه مجالى او- از حيث مجالى كلى و اسماء ذاتى كلى وى- اند، مانند مفاتيح نخستين و پردهداران و سدنه آنها كه اصول صفات الوهىاند.
٥٧٨/ ٤ و به واسطه اشتمالشان بر جهت ربط وحدت به كثرت؛ و بر دو اعتبار وجوب و امكان و بطون و ظهور؛ تمام و كاملتر است.
٥٧٩/ ٤ و وجه چهارم دقيقتر از وجوه سهگانه پيشين است و به اعتبار جلال او سزاوارتر است؛ و آن احكام وحدت او است كه عين تعيّن اوّل و احوال او است كه در غيب ذات وى پنهان است و حكمش بر اسماء و صفات و بر هر كثرت و تعيّن و ظهور و تجلى برتر و بالاتر است، و از آن جهت دقيق است كه اعتبار كثرت در محل استهلاك و پنهان بودن آن مىباشد، پس آن به اعتبار جلال او سزاوارتر است، ولى اين حقايق از باطن خداوند سبحان به ظاهرش ظاهر مىگردد كه تا اعيان حق- همگى خود را- و بعضى بعض ديگر را مشاهده كنند، چون هر كس همه آنها را مشاهده نمىكند، بلكه حاصل از وجود عينى؛ ظهور هر حقيقت است براى خود و بعضى حقايق مر بعض ديگر را.
٥٨٠/ ٤ و اما ظهور آنها براى حق- بدون ظهورشان براى چيزى از خودشان- در مرتبه علمى- پيش از وجود عينى (خارجى)- حاصل است، و اين ظهور مشتمل بر خود ظهور و خصوصيّت آن مىباشد، بنابراين خود ظهور به حسب حكم حق، از حيث استعدادهاى آنها است، و خصوصيّات ظهور به حسب احكام تعيّنات آنها است، پس در هر وجود عينى؛