ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٧٦ - اصل سيزدهم در تعين معقول بودن مرتبه جسم كل و صورت عرش
نيستند، لذا ذوق هر چشنده (مكاشفه هر مكاشف) را پذيرفته و جهت درستى و نادرستى را در آن مىدانند، چون تجلى ذاتى از جهتى عين هر صاحب معتقدى است و ظاهر به حكم هر صاحب استعدادى مىباشد.
٥٦٣/ ٤ شيخ مؤيد الدين جندى در مقام شرح سخن شيخ اكبر- ابن عربى- رضى الله عنه در فصّ شيثى كه: در هيچ كس از خدا چيزى نيست[١]. و در هيچكس جز نفسش چيزى نمىباشد- اگرچه صور گوناگون بر او بگردد- و هر كسى نمىداند كه كار اينچنين است[٢]؛ مگر افرادى از اهل الله، و اگر كسى را مشاهده كردى كه اين را مىداند بر او اعتماد كن، چون او عين صفاى خلاصه خاصه خاص- از عموم اهل الله- است[٣].
٥/ ٤ گويد[٤]: مراد از افراد از اهل الله كاملاناند؛ و آنان بر طبقاتى چنداند و همگى عطايا را از جانب خداوند به واسطه سريان سرّ: وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ، يعنى: آنچه نعمت داريد از جانب خدا است (٥٣- نحل) مىبينند، و اين مشهد در مفهوم ظاهرى خلاف اين مىنمايد و اين چنين نيست، چون افرادى از اين طبقات هستند كه تمام نعمتها را از جانب خدا مىبينند؛ ولى به واسطه اسبابى كه آنها غير خدايند، و برخى افراد ديگر از آن طبقات هستند كه اثر را از اسباب و وسايط نمىبينند، و برخى افراد ديگر از آن طبقاتاند كه آنها را شرط مىبينند- نه اسباب و علّت- و برخ ديگرى از آنان نعمتها را بدون واسطه از خدا مىبينند و برخ ديگرشان اسباب و وسايط را نيز از جمله نعمتهاى الهى مىبينند.
٥٦٥/ ٤ و تمامى اين اصناف در عين كشف محجوباند و در عين توحيد مشركاند، چون اينان خداى را در مشاهده تمام نعمتها از جانب حق تعالى توحيد كرده و به يكتايى مىستايند، ولى وسايط را هم اثبات مىكنند و نعمت و نعمت گيرنده و نعمت دهنده را نيز
[١] - يعنى اگر امر به حسب قابليت آنان باشد، پس در هيچكس از خدا جز وجود نيست و در هيچكس جز نفسش چيزى نمىباشد، چون هرچه از هر كس ظاهر مىشود اقتضاى وجودش است، و اگرچه صور گوناگون بر او وارد شود، و اين گوناگونى به اعيان باز مىگردد.
[٢] - يعنى هرچه پديد مىآيد از اقتضاى اعيان است.
[٣] - اينان كسانىاند كه در بيان سائلان معرفىشان كرده، و خاصه خاص كسى است كه از خلق به حق بازگشته، و صفاى خلاصه خاصه خاص عبارت از علوم و حقايق حقانى است. كه از آميزش موجودات و اكوان و نقايص امكان صافى و پاك است.
[٤] - يعنى جندى در شرح سخن ابن عربى در بخش بالا گويد. م