ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٦٦ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
٥٣٢/ ٤ حال گوييم: نكاح دوم منتهى به مقعّر و فرورفتگى فلك ستارگان مىگردد؛ و آن يكى از دو وجه اعراف است كه رو به جهنّم دارد، و آن بر قول مشهور كرسى و فلك ستارگان است و از افلاك ثابت؛ بر قول شيخ اكبر رضى الله عنه؛ چنانكه گفته: محدّب و برآمدگى آن زمين بهشت است و مقعر و فرورفتگى آن سقف جهنم، و عالم رضوان بين آن و بين فلك بروج است كه فوق آن قرار دارد، و در آن رضوان؛ خازن بهشت مقام دارد، و اين نيز از وجهى و به اعتبارى است، براى اينكه اجتماع ارواح نورى در نكاح دوم از جهت توليد كونى و وجودى است نه مطلقا، چون آنها به واسطه توجهات نورىشان عالم مثال را پديد آورده و توليد مىكنند و به سبب توجهاتشان از حيث صور مثالى عالم اجسام بسيط را پديد آورده و توليد مىكنند، و دو توليد در اينجا پايان مىيابد.
٥٣٣/ ٤ اما توليد درياى عالم مثال مطلق؛ آن بين عالم ارواح و اجسام است و بزرگترين آن در بين افلاك ثابت مذكور ظاهر مىگردد؛ و اگرچه هيچ مرتبه طبيعى از حصص و بخشها و نهرهاى آن خالى نيست.
٥٣٤/ ٤ اما توليد اجسام بسيط: اجسامى كه بر آنها حكم وحدت و بساطت غالب است؛ به طورى كه دائمى و ثابت گرديدهاند؛ به واسطه نهايت لطافت جسمىشان قابل خرق و التيام (شكافتن و به هم برآمدن) نيستند؛ يعنى بر اساس جواز تداخل بين اجسام اين چهار مذكور، و افلاك ديگر نزد ما مركب از عناصر چهارگانهاند، از اين روى شريعت خبر از درنورديدن و شكافتن آنها داده؛ برعكس آنچه اهل نظر- به دو دليلى كه فساد آن دو پيش از اين دانسته شد- مىپندارند.
٥٣٥/ ٤ سپس امر ايجاد به صورت ترتيب به اجتماع عناصر- براى توليد مركبّات عنصرى كه نكاح سوم از جهت توليد كون است و چهارم از جهت مطلق نكاح- فرود مىآيد؛ تا آنكه منتهى به مرتبه پنجمى كه جامع وجوه چهارگانه است و اختصاص به انسان دارد مىشود؛ كه در پايان به صورت كل؛ در مقام جمع احدى- كه پيش از آن نه اوّليّتى و نه غير اوّليّتى تعيّن نيافته و تنها «عما» است و بس- ظاهر مىگردد.
٥٣٦/ ٤ و مىشود در توجيه و توضيح اين مقام گفت: نكاح اوّلى كه عبارت از اجتماع