ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٦٤ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
است. غوث اقطاب حضرت شيخ كبير رضى الله عنه در فصوص گويد: در نزد مؤمنان و اهل كشف خلق معقول است و حق محسوس مشهود، و به غير اين دو صنف بقيه؛ حق نزدشان معقول است و خلق محسوس مشهود.
٥١٩/ ٤ و از آن جمله (شبهات) اينكه: وجود نسبت به جزئيات ذاتى است و نسبت به كليات با واسطه آنها است، پس جزئيات سزاوارتر به وجوداند.
٥٢٠/ ٤ جوابش اينكه: اين سزاوارى درست نيست و بلكه كار برعكس است، يعنى به واسطه استمرار وجود نوع- بدون شخص- چون گاهى نوع در خارج بدون تمام اشخاصش- نزد قائلان به مثل- موجود مىگردد، با اينكه تشخص تعيّن نسبى او تابع او (شخص) است، پس چگونه سزاوار به تحقق است؟
٥٢١/ ٤ و از آن جمله اين كه: اگر وجود مطلق واجب باشد؛ بايد واجب داراى جزئيات متعددى باشد و اين شرك است.
٥٢٢/ ٤ جوابش اينكه: از صدق واجب الوجود به ذات خود بر وجود (مطلق) صدق او بر جزئياتش لازم نمىآيد، به واسطه بىنتيجه بودن شكل اول و جزئيه بودن كبرا.
٥٢٣/ ٤ و از آن جمله اينكه: وجود مطلق منحصر در يك شخص نيست، در حالى كه واجب الوجود به ذات خود منحصر (در يك شخص حقيقى) است.
٥٢٤/ ٤ جوابش اينكه: نزد ما كلى كبرا درست نيست؛ لذا به واسطه بىنتيجه بودن شكل دوم و جزئيه بودن كبرا نتيجه نمىدهد.
٥٢٥/ ٤ و از آن جمله اينكه: اگر وجود مطلق واجب باشد بايد براى تمام موجودات غير خود هم ذاتى باشد، و چون نسبت به آنها عرضى است پس نياز به آنها دارد و در نتيجه ممكن است و اين خلاف فرض است، و اگر ذاتى باشد جنس است، چون او در اين صورت اعم ذاتيات است، لذا جنس عالى است، و يكى بودن جنس عالى محال است، چون او اگر جوهر باشد جنس اعراض نمىشود، بلكه جوهر جنس او مىشود و برعكس، در اين صورت وجود مطلق واجب نمىشود.
٥٢٦/ ٤ جوابش اينكه: او اگر جوهر باشد جنس اعراض نمىشود بلكه جوهر جنس او