ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٦٠ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
وگرنه نه صورتپذير بودند و نه متمايز و جداى از هم و نه مىشد بر آنها به احكام مختلف حكم كرد، پس در عالم ديگرى وجود دارند (يعنى صورت آينه به قول اشراقيان) و آن عالم همان عالم مثال معلّق است.
٤٩٦/ ٤ مشائيان بر اين رأى اعتراض كردهاند و نخست گفتهاند: آنچه كه در آن صورت عالم رسم و نقش مىشود- مانند چشم و يا مغز- جايز است كه به اقسامى چند كه برابر اقسام عالم از جهت عدد و يا شكل- نه مقدار- است تقسيم گردد و مقادير صور خيالى به حسب مقادير اجزاى محل و اوضاع بعضى از آنها نسبت به اوضاع بعض ديگر- مانند اوضاع متعلقات خارجى آنها- مىباشد، لذا نسبتهاى مقادير آنها مانند نسبتهاى مقادير خارجى آنها است، و به اين؛ فرق بين بزرگ و كوچك و غير اين دو گذارده مىشود.
٤٩٧/ ٤ دوم اينكه: صورتى را كه ما بدان آسمان را مىبينيم كوچكتر از آن نيست، چون ما آن را همانگونه كه هست مىبينيم، و اين صورت عرض است و قابل آن هيولى، و آن هم مقدار كوچك را پذيرا است و هم بزرگ را؛ چيزى نيست (يعنى سخن درستى نيست) چون آن جز با بيان سبب تفاوت دو مقدار صورت ذهنى و عينى تمامى و كمال نمىپذيرد، و اين در آن چه كه بيانش را كردهايم آمده، براى اينكه انكار كوچك بودن صورت خيالى از صورت آسمان عينى عناد و ستيز است، در حالى كه سخن در سبب حكايت كردن آن (آينه) آنگونه كه هست بود، و ما آنچه را كه پيش از اين بيان داشتيم در خور مقام بود، چون ستيز در برخى از مقدمات چه بسا موجب سستى اعتقاد شده و سبب گرايش به عقيده مخالف ديانت ثابت گردد كه از آن به خدا پناه مىبريم.
٤٩٨/ ٤ سلمينى گويد: چون مثل عقلى اثبات شد؛ پس وجود مطلق موجود در خارج و مجرّد از تمام محلها و جداى از تمام موجودات مىباشد، در اين صورت موجودات (وجودات خاصه) اضافى عارض بر ماهيات مىباشند.
٤٩٩/ ٤ (جواب): وجود مطلق مطلقا عارض هيچ ماهيتى نيست، بلكه مجرّد از تمام ماهيات است، بنابراين موجودى غير ممكن است- پس واجب مىباشد- و پيش از اين آنچه كه كافى و وافى به مقام بود بيان داشتيم. و ما را بيش از اين نرسد كه وجوهى براى اثبات و