ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٥٤ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
ثابت (بديهى) بودن فرق لازم در دو حركت سقوط و صعود (افتادن و بالا رفتن) و فرق بين تعدد و تكثر وجودى نسبى- از جهت صورت- است كه افعال اختيارى- يعنى كسبى نه قدرى- به خلق نسبت داده مىشود، وگرنه شراكت خلق (با حق) لازم مىآمد، پس به واسطه اين اصول جمع بين موجود كلى روحانى و يا مثالى و بين جزئيات مادى آن دو كه موجود حسّىاند تحقق و ثبوت مىيابد.
٤٧٨/ ٤ و دورترين چيزى كه نفى كنندگان مثل عقلى بدان چنگ زدهاند اين را رد نمىكند كه: حقيقت واحد اگر در خارج اشتراك داشته باشد، اتصاف ذات واحد به اوصاف ضدّ هم لازم مىآيد.
٤٧٩/ ٤ اين[١] امتناع در واحد خارجى حسى است نه در واحد مثالى و يا روحانى. و براى اينكه اتصاف آن (حقيقت) به اوصاف ضد هم به اعتبار مظاهر و افراد و وحدت آنها در ذات خودش مىباشد، و اجتماع دو ضد- به دو اعتبار- جايز است. و براى اين كه اقتضاى اتصاف به آنها مىكند؛ ولى بر وجه كلّى؛ و ممتنع الاتّصاف به آنها است؛ ولى بر وجه جزئى. و براى اينكه اشتراك در خارج خاص امر روحانى و يا مثالى است، مانند اشتراك ماهيت در عقلى كه نفى كنندگان بدان قايلاند، پس همانطور كه اشتراك در معقول اقتضاى اتصاف ماهيت به امور ضد هم را- با حمل آنها بر آن (ماهيت) به حمل «هوهو»- ندارد، اشتراك در خارج هم همينطور است، يعنى هيچ استبعادى در جفت شدن مجرّد به مادى نداشته و هيچ اقتضاى مادى بودن آن را- مانند جفت شدن نفس ناطقه انسانى با بدنش- ندارد، و اين امرى است كه بدان اعتراف دارند، چون اين جفت شدن مانند جفت شدن جسمانى نيست- اگرچه از آن نشأه احدى مخصوص حصول پيدا مىكند-.
٤٨٠/ ٤ و نيز دورترين چيزى كه نفى كنندگان مثل خيالى بدان چنگ زدهاند اين را رد نمىكند كه: اوضاع خيالى غير اوضاع حسى است (چون گوييم:) آنها به واسطه قرب و نزديكىشان به غيب و عالم روحانى احكام آنها (يعنى احكام مثل عقلى) به احكام آنها (يعنى
[١] - اين پاسخ آن اشكال نافيان است.