ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٤٨ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
(اتصالش به) عرش و كرسى، در هر آسمانى داراى منزل و مقامى است. و در حديث آمده كه: امر الهى پس از جدا شدنش از آسمان دنيا سه سال در فضا مىماند تا به زمين مىرسد، و اين از مكاشفات تجربه شده است. پس سرعت (تحقق) حكم خواب دليل بر ضعف و سستى نفس (ناطقه) خواب بيننده است، و اگرچه بالا رفته؛ ولى قدرت بر ترقى و بالا رفتن بيشتر را ندارد، بلكه نهايت بالا رفتنش در موقع روى گردانيدن از تعلقات (بدنى)؛ فضاى بين زمين و فلك اول است، اين چيزى بود كه از بيان حضرت شيخ قدس سره (از فكوك) نقل گرديد.
٤٥٨/ ٤ حال من گويم: برخى از انديشمندان گفتهاند: قوه خيالى نفس كلى محلّ عالم مثال است. گويى كه چنين گويد: تمام لوح محفوظ تفصيل آن چيزى است كه قلم آن را- از آن چه بود و آنچه خواهد شد- از كلمات قولى و فعلى و صور ارواح و روحانيّات و ملكوت هر چيزى مىنويسد. اين مطلب قابل بررسى است، براى اينكه شكل دوم از دو موجبه نتيجه نمىدهد، تا چه رسد به عالم مثال كه حضرت شيخ قدس سره گفته: صورت «عما» اختصاص به ام الكتاب و عالم انسان كامل دارد و شامل دو مرتبه وجوب و امكان و ارواح و اجسام است؛ و آن هباى مبسوط و گستردهاى است كه محل طبيعت است، آن طبيعتى كه پس از لوح و قلم تعيّن پذيرفته است[١].
٤٥٩/ ٤ و آن- همانگونه كه بيان خواهد شد- شامل مثل عقلى نوعى افلاطونى و
[١] - كليات عالم ارواح و اجسام هر يك دايرهاى است محيط بر جزئيات خود كه در حيطه آن است، و هر يك از جزئيات نيز محيط است بر مادون خود و بر اجزايى كه در حيطه آن است، مانند احاطه عقل كلى بر تمام عقول و نفس كلى، و احاطه نفس كلى بر تمام نفوس و طبيعت كلى، و طبيعت كلى بر جوهر هبا و جوهر هبا محيط بر عرش( صورى) و عرش؛ محيط بر كرسى ... تا آخر كه شرحش را در كتاب مدارج الفتوه فى شرح مهر النبوة دادهايم. و در اخبار امامان : از اين طبيعت كلى تعبير به طينت شده است كه بين ملكوت عليا و ملكوت سفلا قرار دارد و آن شامل طينت و طبيعت علّيينى- كه اختصاص به سعدا دارد- و طينت و طبيعت سجينى است كه اختصاص به اشقيا دارد. چون حكما انسان كبير را حيوانى مطيع و منقاد خداوند مىدانند كه حركات او ارادى و جبلّى و ذاتى است و براى او بدنى قائلاند كه جسم كل است و طبعى واحد كه سارى در تمام ذرارى وجود است و آن را طبيعت كلى نامند، و نيز نفس واحد كلى كه مشتمل بر تمام نفوس خلايق است و روح كلى كه مشتمل بر تمام عقول؛ و آن را عرش معنوى گويند كه خداى رحمان بر آن مستوى است.