ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٢١ - وصل اول در چگونگى تعين آن دو(قلم و لوح)
اثربخشى الهى كه هست؛ و نيز جهت علم و آنچه از معلومات ممكنى اثرپذير كه بدان تعلق دارد مىباشد، از اين روى صدور فرمان «كن- باش» و قبول «فيكون- در دم وجود يافت» جز به مفاتيح نسبت داده نمىشود، ولى آن سوى پرده و پوشش اسم «قائل» و تعيين حقيقت قابل در مرتبه دوم است، پس فرمان از او آغاز شد و به او باز مىگردد.
٣٦٥/ ٤ و نخستين چيزى كه امر وجود و تكوين را پذيرفت حقيقت قلم اعلا بود كه نسبتش به برزخيت نخستين و اسماء ذاتى ثبوتى- مانند واحد- قوىتر بوده است. و در رتبه و مقام او (يعنى حقيقت قلم اعلا) مهيّماناند كه نسبتشان به سلبيت- مانند فرد- سزاوارتر است. سپس- به واسطه قلم- حقيقت لوح محفوظ است كه نسبت مظهريتش به برزخيت دوم شديدتر است، لذا تعين آنان (مهيّمان) در مرتبه ارواح است و تعين آنچه كه لوح بر آن اشتمال دارد از تفاصيل صور روحانى است. و نيز اتصاف آنان به وصف خلقى مىباشد؛ يعنى به حكم مقابل بودن مذكور در مرتبه «عمايى» در مقام توجهات و اجتماعات (نكاحات) اسمائى؛ و به حكم انعكاس اشعه از مقام وجودى كه بر احكام اين حقايق متبوع- بهگونه هيئت و شكلهاى روحانى و بساطت و پاكى آنها و اين چيزها كه نسبت به خلق دارد- تابيده شده؛ و هيئت و شكلهاى اجتماعى (نكاحى) از ميان اين اشعه تابيده شده مىباشد.
٣٦٦/ ٤ اين احكام است كه به نام قلم اعلا و ارواح مهيّم و لوح محفوظ ناميده شده است و پس از آن ظهور آنها- با آنچه كه در بردارند- و وجود يافتنشان مىباشد كه مانند وجود يافتن صورت شعاع است كه بر آبى صاف تابيده شده و از آنجا بر ديوارى برّاق انعكاس يافته باشد. در اين صورت آب؛ مانند حقيقت قابل است و ديوار مانند مرتبه، و اين تمثيلى است كه تنها از برخى جهات مطابقت دارد؛ وگرنه حقيقت كار بسيار دقيقتر از اين است و آن را جز اندكى از بزرگان درك نمىكنند، و بيان الهى به گونهاى به اين امر اشاره دارد كه: أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ، يعنى: آيا نديدى كه پروردگارت سايه را چگونه امتداد داده است؟ (٤٥- فرقان) يعنى امتداد سايه اسماء ذاتى در تجلى اول است كه او «رب» محمد ٦ مىباشد.
٣٦٧/ ٤ پس از آن سايه تجلى دوم است با آنچه از حقايق الهى و كونى- چه اصولى و چه فروعى- كه اشتمال بر آن دارد.