ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٠٦ - اصل هشتم در مراتب نكاح
آنچه از صور اعمال و احوال كه بالا مىرود و آنجا استقرار دارد در آن تعيّن مىپذيرد.
٣١١/ ٤ نكاح چهارم نكاح عنصرى سفلى (عالم پائين) است- و در تفسير نكاح سوم آمده- و آن عبارت است از اجتماعى كه براى اجسام بسيط- به موجب آنچه كه به آنها از احكام اصول اسمائى و معنوى و روحانى رسيده- براى آشكار شدن صور مركبات و مولدات، واقع گرديده است.
٣١٢/ ٤ حضرت شيخ قدس سره در شرح حديث گويد: سپس از آثار تمام هيئآت و اشكال و احكام منسوب به حق تعالى از حيثيات پيشين، آسمانهايى كه پائينتر از عرش و كرسىاند؛ و عالم كون و فساد- با اختلاف طبقات و اجناس و انواعش- ظاهر گشت، اين را نيك بفهم، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٣١٣/ ٤ گويم: از اين مطلب دو اصل دانسته مىشود:
٣١٤/ ٤ اصل اول اينكه: آسمانهاى هفتگانه و آنچه كه زير آنها است داراى طبيعتى مركب و عنصرىاند كه پذيراى كون و فساد مىباشند، چون تركيب در اجسام؛ اقتضاى حركت مستقيم و راست را دارد- برعكس عرش و كرسى- براى اينكه تولّد آن دو از توجه ارواح و نفوس است- نه غير اين-.
٣١٥/ ٤ اصل دوم اينكه: برخى از اجسام در اينجا- به موجب آنچه كه به آنها از احكام اصول اسمائى رسيده- داراى درجه نرى، و برخى ديگر- به اعتبار هيئت جمعى كه در آنها از احكام قوابل امكانى حاصل آمده- داراى درجه مادينگىاند، و نيز تركيب داراى مرتبه محلّيّت و صورت زائيده شده داراى درجه مولود و فرزند است.
٣١٦/ ٤ سپس گوييم: هر يك از اين نكاحهاى چهارگانه از پيشى خودش خاصتر است و از جهت وسعت تنگتر، براى اينكه قاعده ايجاد و روش حق سبحان در آن تعيين مطلق و تفصيل مجمل و تخصيص عام و تنگ كردن واسع و فراخ است، و نكاح را مرتبه پنجمى، غير از معقول بودن جمع (جمعيت) آنكه اختصاص به انسان دارد- انسانى كه جامع هر دو درياى غيب و شهادت است- نيست، و اين همان چيزى است كه در تفسير بيان داشته است، يعنى پس از بيان توليد صور طبيعى مركب؛ سپس اجتماع صور مركب طبيعى با قوايش و ديگر