ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٠ - فصل چهارم در بيان موضوع و مبادى علم تحقيق و مسائل آن
از هم تشخيص مىدهد، و اگر مانند چنين واردى[١] بر مريدى كه تحت تربيت شيخ محقق كاملى هست وارد گشت؛ بايد آن وارد را گرفته و ضبط نمايد و تا بر شيخ كامل عرضه نكرده نپذيرد، اگر شيخ آن را درست دانست و تصويب كرد؛ بپذيرد و بر آن- به واسطه سخن شيخ نه براى خود القاء- اعتماد كند، و اگر شيخ آن را رد كرد و نپذيرفت كنارش بگذارد و به آن توجهى نكند، و نشانه آن (القاء غير حقانى) اين است كه در پى آن شدت و رنج و سوزندگى و قبض و امثال اينها مىباشد.
١١١/ ٢ و از القاآت ملكى[٢] يك دسته آنها- از آن جهت كه ملكىاند- درستاند؛ ولى به حديث نفس پيشين و يا تأويل و يا تعبيرى كه محل را پيش از ورود (القاء ملكى) اشغال كرده بود آميزش و اختلاط پيدا مىكنند؛ و يا آنكه قياس استنباط شده از ذوق و مكاشفهاى ديگر هست كه سالك در اين القاء ملكى بدان تمسك جسته و آن را دليل مىآورد؛ كه بر اين نيز اعتمادى- جز به واسطه تقرير و بيان شيخ كامل- نمىباشد.
١١٢/ ٢ و بعضى از القاآت هستند كه به توسط صورتهاى متجسد- از معانى و يا مظاهر صفات و يا حالات الهى و يا كونى وجودى- ورود مىيابند و به واسطه حروف و يا صداها و كلمات گوناگون آشنا و غير آشنا امورى را اطلاع مىدهند، بر اين نيز اعتمادى- جز به واسطه تقرير و بيان شيخ كامل- نمىباشد، (زيرا) نص (معتبر) فقط در القاء ملكى- در تنزل قلبى- و يا در تجلى ذاتى خاص- نه عام- و يا در آگاهىدان حق متعال از خودش و يا از آنچه كه به واسطه وسايط و ميانجىها و برطرف كردن تمام مواد از صورتها و حروف و كلمات و ديگر تمثيلات مىباشد هست. تنها خداوند هدايت كننده است. پايان سخنش.
١١٣/ ٢ و بدين (القاء ملكى) فرق بين تجليات فعلى و وصفى و ذاتى- كه از اقسام فتوح[٣] است- و بين تجلى اول كه تجلى ذات اقدس او براى ذات خودش در حضرت احديت است و تجلى دوم كه عبارت است از ظهورش در اعيان ممكناتى كه شئون ذات مقدس اويند؛ و
[١] - يعنى اين مقدار كه از القاى شيطانى حاصل مىشود.
[٢] - يعنى قسم ديگرى كه پيش از اين از تنزل قلبى بيان نداشته بود.
[٣] - در فتح قريب تجلى فعلى دانسته مىشود و در فتح مبين تجلى صفتى ظاهر مىگردد و در فتح مطلق تجلى ذاتى است.