ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٩٦ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
عبارت از اصول اسماء الوهىاند كه چهارتاى اولين- از حيات و علم و اراده و قدرت- مىباشند.
٢٧٤/ ٤ و نيز دانسته مىشود كه حدود اين مقدمات نتيجهدار؛ احكام اين اسماء چهارگانه ذاتىاند و حقايق آنها- از آن جهت كه حقايقاند- عين ذاتاند، و نتيجه و حاصل آن تركيب احكام و نسبتهاى آنها مىباشد، و هر تركيب نتيجهدارى داراى حدود چهارگانهاى است كه يكى از آنها تكرار مىشود، يعنى بين دو مقدمه در رفت و آمد است (يعنى حد وسط)، پس باقى مانده آنها سه است در صورت؛ و چهار است در معنى، و به واسطه اين فرديّت صورى كه شرط در هر نتيجهگيرى است حاصل مىآيد، براى اينكه هر نتيجهاى از ظاهر و مظهر و رابطه حاصل مىآيد، و اگرچه رابطه نسبتى پنهان به دو طرف دارد، بنابراين حدّ وسط- در اين سخنى كه درآنيم- عبارت است از نسبتى كه جامع بين حقايق الهى فاعل، و كونى وجودى قابل مىباشد- يعنى سرّ احديت جمع- ولى از جهت سريانش به واسطه توجه ارادى در باقى اسماء كلى مذكور، يعنى اراده؛ كه به واسطه حكمش سه اسم باقى را رنگ مىبخشد، و تكرارى كه گفتيم شرط در هر نتيجهگيرى است عبارت است از ترداد (رفت و آمد) نكاحى كه بيان شد، يعنى سريان اجتماعى (جمع شدن) با هر يك از سه تا، و به واسطه ترداد است كه صورت سه مىشود و معنى چهار، چون ترداد عبارت است از سريان يكى از آنها در سهتاى ديگر و پنهان شدنش در آنها؛ تا به سبب پنهان بودن راز جمعى نكاح كننده جمع شونده؛ حصول نتيجه درست باشد- و اگرچه به سبب نسبت اراده باشد- زيرا ظاهر را از حيث صورتش هيچ اثرى نيست، بلكه از جهت غيب و معناى آن است- به سبب سريان سرّ جمع احدى-.
٢٧٥/ ٤ و در توضيح اين مطلب ناگزير از تكرار نقل آنچه كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير بيان داشته- با برخى از انتخاب- هستيم و آن اينكه گفته: خداوند سبحان به علمش كه همان نور او است در غيب ذاتش- در كمال ذاتى مطلق- نظر افكند و كمال پنهان ديگرى را در غيب هويتش مشاهده كرد كه عبارت از كمال جلا و استجلا بود، در آن حال رقيقهاى بين دو كمال اتصال پيدا كرد- اتصال تعشق تام- و اين نظر مقدس و پاك و دور از احكام حدوث؛