ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٩٤ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
دارد بازگشت به قواعدى كلى و محدود دارد كه اهل هر صنعتى آنها را ضبط كرده و آنها به واسطه كلى بودنشان نه خودشان و نه آثار جزئىشان ديده نمىشود، و همينطور آنچه را كه ما در بيانش هستيم؛ يعنى پر شدن خلاء متوهم نه محقق (يعنى خلاء پندارى نه واقعى) چون در وجود هيچ تعطيل و بيهودگى نيست و اجزاى عالم خالى از آن است، و اين امتلاء و پرى به واسطه نفس رحمانى كلى است كه به سبب نهايت لطافتش ديده نمىشود، و از امثله ظهور تعيّن وجود موجودات است به كلام (كن) ربانى كه عبارت از توجه ايجادى نسبى است كه عين نسبت اجتماع است، با اينكه خودش وجود يافته است.
٢٦٦/ ٤ و از آن جمله تعيّن هر فردى از اشخاص اجتماع حقايق كلى است كه عبارت از نسبتهاى علمى مىباشد، و اجتماع نيز خود نسبت است.
٢٦٧/ ٤ و از آن جمله تعيّن هر جسمى از اجتماع هيولا و صورت نامرئى است، اين را نيك بينديش.
٢٦٨/ ٤ از آن جمله عموم سرّ اين حكم و احاطه كردنش مر تمام موجودات را و به ويژه در نوشته نشأه جامع خودت كه نمونه تمام و مثال كامل اعم مىباشد.
٢٦٩/ ٤ سپس گوييم: گفته شد كه صورت وجود الهى از حيث ظهورش براى خودش به نام رحمان ناميده مىشود و مسماى رحمان به اعتبار انبساط و گسترشش نفس ناميده مىشود، و نفس بخارى عام و شامل است كه نتيجه اجتماع عام بين اسماء ذاتى اصلى و اجتماع عام جامع غيب و شهادت مىباشد، و دو نسبت ظهور و بطون جز در مرتبه احديت جمع و وجود كه داراى دو وجهاند نمىباشد: يكى وجه غيب آن است كه احديّت شأنش سلب اعتبارات مىباشد، و ديگرى وجه شهادت آن است كه واحديت شأنش ثبوت اعتبارات مىباشد.
٢٧٠/ ٤ سپس (گوييم:) احديت نيز دو جهت دارد: از جهت نسبت اطلاق غيب در آن هيچ كثرتى- نه حقيقى و نه نسبى- نمىباشد، و از جهت نسبت واحديت؛ با داشتن وحدت حقيقى داراى كثرت نسبى است كه از سريان واحديت در آن (احديت) حاصل آمده است.
٢٧١/ ٤ و احديت نيز داراى دو جهت است: از جهت نسبت احديت- با كثرت نسبىاش- داراى وحدت حقيقى است كه از جانب احديّت سارى است، و از جهت نسبت كثرت- با