ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٩٠ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
٢٥٠/ ٤ اگر گويى: چگونه وجود عام و تجلى سارى به نام مرتبه ناميده مىشود؟ در حالى كه تجلى داراى مرتبه است نه عين مرتبه.
٢٥١/ ٤ گوييم: چون آنجا غيرى نيست؛ فرقى بين قابل و مقبول و بين تجلى ظاهر و تعين آن جز به نسبت نمىباشد؛ و تمامى اعتبارات يك ذاتاند، لذا بر اين تجلى وجودى كه وجودش ذاتى است صدق مىكند كه به اعتبار ذاتش وجود ناميده شود؛ و به اعتبار ذات و مرتبه برزخيّت جامعش «الله» و به اعتبار ظهورش براى خودش و كلّيّتش «رحمان» و به اعتبار انبساطش نفس، و به اعتبار ماديّت (يعنى اصل و خميرمايه بودن) شاملش؛ مرتبه «عما».
٢٥٢/ ٤ شيخ مؤيد الدين جندى (در شرح فصوص) گويد: تعيّن عبارت است از صورت متعيّن؛ كه بدون متعيّن (تعيّن) وجودى ندارد، و آن نفس رحمانى است كه خميرمايه و ماده صور موجودات كونى است، همچنان كه نفس انسان از قلب برانگيخته مىشود و در قلب داراى تعيّنى است كه از متعيّن امتياز و جدايى ندارد، پس براى «الفى» كه عبارت از واحد و يا نفس انسانى و نفس رحمانى و يا وجود سارى است سه مرتبه مىباشد:
٢٥٣/ ٤ نخست پيش از امتدادش و آن مرتبه اجمال و احديت و استهلاك اعداد و شمار او است، بطورى كه اعيان آنها (اعداد) نه ظاهر مىشود و نه امتيازى دارد، و آن اعتبار نفس انسانى است در غيب قلبش، و نفس رحمانى در غيب عين تعيّن اول است و مقام: خدا بود و با او چيزى نبود، و مقام بودن نفس در اختيار نفس كشنده و استهلاك كثرت اسمائى در احديت ذاتى، و بدان (اعتبار) «الف» در نقطه مندرج است، مانند اندراج ديگر حروف در «الف».
٢٥٤/ ٤ دوم اعتبار امتداد نفس به اعيان حروف است به واسطه ايجاد- حال تعينات آنها در مخارجشان و بازگشتشان به باطن در بازگشتگاههاى صعودشان- و بدان وجود عين «الف» از جهت امتدادش تحقق مىيابد، يا از پائينترين مراتب به بالاترين بالاها بالا مىرود، و آن همتاى فتحه (زبر) است و فتح هميشه با او است، و يا اينكه فرو مىافتد، و آن همتاى كسره (زير) است و يا اينكه جامع بين بالا رفتن و فرود آمدن است و آن همتاى ضمه (پيش) مىباشد. پس «الف» و «واو» و «يا» صور «الف» ذاتى وجودى نفسى- در مراتب آن-