ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٨٦ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
٢٣٤/ ٤ از اين بيان دانسته مىشود كه هويّت كبرا كه اوّل اوّلين است مانند نقطه است و تعيّن اول مانند همزه است و نفس رحمانى مانند «الف» است، يعنى اين آغاز امتداد احدى است و با تمام شدن امتداد احدى مرتبه «عماى جمعى» حاصل مىآيد، از اين روى اشاره به فهم كرد.
٢٣٥/ ٤ از وجود منبسط تعبير به «نفس» كرد.
٢٣٦/ ٤ اما اوّلا: به واسطه اشتراك وجود منبسط با نفس كه اختصاص به طبيعت در نشآت و عوالم ميزانى و نمايشى ما دارد كه خداوند بدان اشاره كرده و فرموده: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ، يعنى: به زودى نشانههاى خودمان را در آفاق و در وجود خودشان نشانشان خواهيم داد (٥٣- فصلت) براى اينكه همانگونه كه نفس رحمانى كه عبارت از وجود منبسط بر موجودات است دلالت بر وجود موجد و پديد آورندهاش- به سبب كمالاتش- دارد، همينطور نفس انسانى دلالت بر اين دارد كه محل آن مظهر جمعيت اين كمالات- مانند حيات و آنچه كه حيات را در پى دارد- مىباشد، و اگرچه بعضى اثرش مغلوب است.
٢٣٧/ ٤ و اما ثانيا اينكه: صورت وجودى عام- چنانكه گفته شد- اولين صادر از حق تعالى است، براى اينكه آن اولين چيزى است كه حالت تكوين را؛ يعنى اجتماع واقعبين اسماء ذاتى و نكاح اوّل را به سبب توجه الهى غيبى حبّى ارادى ظاهر مىسازد، و اين اجتماع و توجه در اصل مرتبه مقام احديت جمع صادر شده است تا مادهاى وافى و خزانهاى جامع براى مواد وجودات ممكنات باشد، لذا نسبت مرتبه احديت جمع بدان؛ نسبت نرى است به مادينگى، و آن (صورت وجودى) مانند ظاهر به واسطه تولد اول- نزد ما- از توجه باطنى غيبى و تحرك هوايى قلبى- كه عبارت از بخار است- مىباشد.
٢٣٨/ ٤ گويم: مقصود از اصل در اينجا جهت و احديت مرتبه جامع است- نه احديت آن- چون حضرت شيخ قدس سره در كتاب فكوك گفته: ايجاد عبارت است از اولين فتح ظاهر و اولين مفاتيح غيب جمع احدى كه عبارت از برزخ جامع بين احكام وجوب و امكان است، چون هيچ اعتبارى از اعتبارات ثبوتى و يا سلبى به وحدت ذاتى و تجلى وجودى اطلاقى- مانند اقتضاى ايجادى و يا نفى آن و يا مانند اثر- اضافه و نسبت داده نمىشود، براى