ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٨٥ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
سارى و رقّ منشور ناميده مىشود؛ همينطور نفس- چنانكه در حديث نبوى آمده- هم ناميده مىشود، چنان كه پيغمبر ٦ فرموده: من نفس رحمان را از جانب يمن استشمام مىكنم، يعنى تجلى احدى سارى باقى بر احديت خود، و اين ناميدن براى فهمانيدن؛ تشبيهى است براى متوجه؛ كه متعين به تعين كلى است و بدان از لطافت خود؛ يعنى از غيب هويت و كمال اطلاق به نقص تكاثف معقول پاك كه به واسطه نفس- به حكم طبيعت در نشآت و عوالم ما- حاصل است بيرون آيد. و نيز اعتبارى بدان است[١]، يعنى قياس بر وى، و آن هواى منبسط ممتد متكاثف- از وجهى- به واسطه توجّه حسّى و حركت طبيعى مىباشد، تا جائى كه اگر سورت سرمايى به آن (هوا) رسد؛ حس بينائى آن را ادراك مىكند.
٢٣٣/ ٤ شيخ جندى (در شرح فصوص) گويد: حقيقت مطلق كه همان حقيقت الحقايق كبرا است و نظير آن در مطلق سفيدى نقطه است، هنگامى كه به ذات خود و در ذات خود فوران و جوش كرد، يعنى امتداد و پهناورى و فرود آمدن طلبيد، و براى تفصيل به حقيقت ذات (نفس)- كه در مبداء امتداد وحدانى جمعى بوده و مشتمل بر دو حقيقت ظاهرى و باطنى و فعل و انفعال بود- امتداد يافت؛ و چون قابل، بيرون از خودش نبود، فيض نفسى برخودش بازگشت، و به واسطه اين بالا رفتن و بازگشتن صورت احاطه به حقيقت فلك اشاره حاصل گشت، بنابراين نصف بالاى اين فلك- كه به احديت جمع نفس رحمانى و حقايق وجوبى ربانى فعلى تفسير شده- احاطه به «عماى رب» داشته و در آن صورت ربوبيّت و اشخاص حقايق الهى نورى وجوبى مىباشد، چنان كه رسول خدا ٦- هنگام سئوال ابى رزين عقيلى از وى كه: پروردگار ما پيش از آنكه خلق را بيافريند كجا بود؟- فرمود: در «عما» و نصف پائين «عماى كون» است و نامش «غما» مىباشد و مشتمل بر صور كيانى و موجودات حقيقى امكانى- ما بين معنويت شأنى و مجردات عقلى و نفسى روحانى و طبيعت جسمانى و عنصرى آنها- مىباشد، يعنى آسمانى و زمينى و روحانى ملكى و جنّى آنها؛ و غير اينها از صور مثالى مطلق و خيالى مقيّد و صور ذهنى و لفظى و رقمى مىباشد، اين را نيك بينديش، اين سخن او بود.
[١] - يعنى اين ناميدن براى تفهيم و فهمانيدن و اعتبار است، فهمانيدن را بيان داشت حال در مقام توضيح اعتبار است. م