ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٦٦ - اصل چهارم در آنچه كه توقف بر آن دارد و سبب شدن از آن است ظهور حكم جمعى است كه عبارت از وجود عينى است و آن نسبتى است كه به نام اجتماع ناميده شده است
حق تعالى است، و اين متوسط و ميان به وصف طرف غالب توصيف مىشود، همچنان كه شأن هر متوسط بين دو چيز اين چنين است، مانند وصف عالم ارواح و آنچه كه فوق آن از اسماء؛ به سبب نوريّت و وجود ابدى مىباشد، و وصف صور عالم كون و فساد به تيرگى و ظلمت است، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
١٧١/ ٤ پس دانسته مىشود كه عالم مثال امرى است شامل و فراگير كه صور تمام تعينات است، همچنان كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير گفته: مجالى تعينات عبارت از مراتب پنجگانه مشهور است؛ و متوسط به اعتبار دايره وجودى بين مطلق غيب و شهادت- از حيث احاطه و جمع- عالم مثال مطلق است كه اختصاص به امّ الكتاب دارد كه صورت «عما» مىباشد، لذا در جاى ديگر گفته: آن مرتبه انسان كامل است. بنابراين مانند آن در اقسام متعيّن از موجودات به شمار نمىآيد، بلكه از مراتب كلى است.
١٧٢/ ٤ سوم اينكه هر چه كه داراى وجود عينى مىباشد مركّب است و هر مركّبى داراى ماده و صورت است كه مناسبت با مرتبهاش دارد، پس ارواح و صور مثالى در ذوق تحقيق مركّب از ماده و صورتاند؛ ولى غير ماده جسمانى بوده و لطيفتر از آن مىباشند، پس تركيب مادى در اينجا ماده جسمى است، از اين روى اختصاص به اجسام دارد.
١٧٣/ ٤ چهارم چيزى است كه در تفسير گفته: هر ادراك شوندهاى از صور- هرچه مىخواهد باشد- جز نسبت اجتماعى در مرتبه و يا مراتب نمىباشد، پس تركيب؛ پديد آورنده عين صورت مركب است و همان شرط در ظهور عين آن است[١]، بنابراين متعلق حدوث و پديد آمدن عبارت است از تركيب و جمع و ظهور؛ نه اعيان مجرد و حقايق كلى، و همينطور متعلق شهود عبارت از مركب است؛ با اينكه چيز زايدى بر بسايط خود- جز نسبت جمع آنها- نمىباشد، و آن نسبتى معقول است، و همينطور متعلق تبديل كه در وجود به واسطه اجتماع و جدايى و تحليل و تركيب و تشكيل واقع است عبارت از صورت و شكلهاى جزئى است كه احكام حقايقاند، شكلهاى معقول و حقايق؛ از حيث وجود و سرّ الهى كه تعددى در آن
[١] - يعنى تركيب جمعى عين صورتى را كه مركب قصد آشكار كردنش را دارد به واسطه جمع و يا تركيبى كه آن شرط در ظهور عين اين مركب است پديد آورد.