ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٦٠ - اصل سوم در نسبت آنچه كه بين حقيقت جامع اصلى و حقايق مندرج فرعى مىباشد
پروردگارشان مغايرت و ضدّيتى- جز از حيث قدم و احاطه و كمال انبساط و دوام آن و عدم انفعال- ندارد، چون علم آنان به مقدار آنچه كه وسعت دايره مقام و برابرى معنوىشان تقاضا دارد مىباشد، با اينكه گفته: نفحهاى كلى كه حاوى راز قبول بزرگان مر رنجها و دشوارىها راست، ولى رنج و سختى كاملان و انبياء و اوليا داراى دو سبب است، غير آنچه علماى رسمى معتقداند:
١٤٦/ ٤ يكى وسعت دايره مرتبه ايشان است با درستى برابريشان مر مرتبه حق را از حيث عبوديت كه تعبير به خلافت و ظلّيّت شده، لذا در مرتبه الهيت و امكانيت امرى كه آن را سعه و وسعت دايره آنان نپذيرد- و نه چيزى را كه منافى استعداد ايشان باشد- وجود ندارد، با اين كه در قوّه و توان آنان قبول و پذيرش تمام نعمتها و قبول آنچه كه غيب حق آن را دربردارد هست؛ ولى يكى پس از ديگرى؛ به واسطه عدم مساعدت و يارى كردن آلت و افزار، چنان كه گفتهاند:
|
اگر زمان او تمام زمانها را كه فراختر از اين زمان است |
بياورد چيز تازهاى نياورده است |
|
١٤٧/ ٤ پس همانگونه كه قابليت تام آنان اقتضاى هر خيرى را دارد، همينطور قبول ضدّ شئى را- مادام كه مرتبط به اين نشأه احاطىاند- اقتضا دارد، و اين سرّ است كه سبب بيم كاملان است، و پيغمبر ٦ فرمود: من با تقواترين شما نسبت به خداوندام، و فرموده او كه: ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ، يعنى: نمىدانم با من و با شما چه خواهد شد (٩- احقاف) برعكس حال پيشينش، زيرا او مادام كه در مراتب اسماء بود مىدانست به او و به غير او- اگر خدا بخواهد- چه خواهد شد، از اين روى نامهاى پيش قراولان دهگانه و نامهاى قبايل و كسان آنان را؛ و رنگهاى اسبهاى ايشان را پيش از وجودشان به ششصد سال دانست، و بسيارى از آنچه كه در اين مشهد بود نمىدانست، بلكه درباره باد فرمود: و شايد همانگونه باشد كه قوم عاد گفته: و در بدر فرمود: پروردگارا! اگر اين گروه اندك هلاك شوند تو ديگر در زمين پرستش نخواهى شد، با اينكه پيش از اين فرموده بود: زمين برايم آشكار شد ... تا پايان حديث.
١٤٨/ ٤ و سبب ديگر كه اقتضاى رنج و سختى دارد كمال عدل است كه بدان آسمانها و زمين برپا است، و آن از نوع عدل كاملى كه اختصاص به سعادت باطنى اخروى دارد نيست