ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٣٦ - فصل اول در تعين اول
مانند مراتب؛ معنوى، چون رنگ آب رنگ ظرف خودش است، و يا مانند مراتب حسّ و روح و مثال باشد، انديشه به كاربند تا اسرارى گرانقدر را بيابى:
٣٦/ ٤ از آن جمله اينكه: علم به حسب تعين اول ظهور عين ذات است براى خودش به اندراج و بودن اعتبارات و احديت- با تحقق و ثبوت آنها- و متعدّى به يك مفعول مىشود كه همان ذات است، و به حسب مرتبه دوم ظهور ذات است براى خودش به شئون ذات؛ با مظاهر شئون كه به نام صفات و حقايق ناميده مىشود و متعدى به دو مفعول مىگردد، و چون خودش براى خودش با حيات و علم و غير اينها ظاهر گشت؛ در انتهاى مرتبه دوم كثرتى حقيقى و وحدتى نسبى مجموعى حاصل مىشود، و همينطور وجود از حيث مرتبه نخستين عبارت است از ادراك ذات خودش را در خودش به اندراج اعتبارات و احديت در آن؛ يعنى ادراك مجملى كه در آن تفصيلش مندرج است و كثرت و غيريت منفى و نابود است.
٣٧/ ٤ و از حيث رتبه دومى هم دو نوعاند: از حيث آنچه كه مجلاى ظهور حق و يا مجلاى ظهور كون و وجود است، پس وجود اول عبارت از ادراك ذات است مرعين خود را از حيث ظهورش به صورتش كه به نام ظاهر اسم «رحمان» ناميده مىشود و نيز به صور تعيّناتش كه به نام اسماء الهى- با وحدت غيبى و اضافه كثرت نسبى به او- ناميده مىشود، براى اينكه هر اسم الهى عبارت است از ظاهر وجود- كه همان عين ذات است- ولى از جهت تقيدش به معنى، پس از جهت نظر به ذات وجود و نفس تعين عين او است و از جهت تقيد به معنى متميّز، غير او است، لذا او را وحدتى حقيقى و كثرتى نسبى است. و وجود دوم ادراك صورت هر تعين است از كون و وجود مر خود را و مثل خود را موجودى روحانى و يا مثالى و يا جسمانى؛ كه در هر مرتبه به حسب و حكم خود ظاهر است، بنابراين ايجاد و خلق جز دهش و بخشش موجد- يعنى حق تعالى- به حقايق كونى مر ادراكشان را نمىباشد، و آن به واسطه اضافه تعيّنى است از جانب خود مر آنها را؛ و آشكار كردن احكام آنها در هر مرتبهاى به حسب آنها، پس تأثير و اثربخشى در تنوعات و گوناگونى تعينات به واسطه احكام حقايق است، و در ناميدنشان عين و يا غير؛ به واسطه مراتبى است كه آن مراتب عبارت از محلهاى معنوى بوده و آنها نسبتهاى معنوى (و عدمى) هستند كه نه در خارج و نه در ذات خودشان