ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٣٢ - فصل اول در تعين اول
٢٢/ ٤ و مناسب اين تحقيق نقل چيزى است كه شارح فرغانى (شارح قصيده تائيه ابن فارض) در تعيين تعيّن اول و دوم بيان داشته است، ما آن را در دو فصل- براى روشن شدن و مشخص گشتن دو حكم كه آن دو (تعيّن اول و تعيّن دوم) دارند- بيان مىداريم، و اعتنايى به تكرار برخى از مطالب كه بيان شده است- به جهت جا افتادن- نداريم، چون بهترين مواضع آن همين فصل است.
فصل اوّل در تعيّن اوّل
٢٣/ ٤ گويد: وحدت حقيقى را كه عين تعين اول است و از آن احديت پديد آمده است دو اعتبار مىباشد:
٢٤/ ٤ اولى سقوط و نفى تمام اعتبارات؛ كه بدين جهت ذات «احد» ناميده مىشود و متعلق آن بطون ذات و ازليت آن است، و نسبت آن به سلب سزاوارتر است.
٢٥/ ٤ دومى ثبوت اعتبارات غير متناهى براى آن (وحدت حقيقى) است- با اندراج حقيقى اصلى آن در اولين مراتب ذات- و تحقق تفصيل بيشتر تعينات آن در مراتب دومين است و بدان جهت ذات «واحد» ناميده مىشود- يعنى نامى ثبوتى نه سلبى- و متعلق آن ظهور ذات و وجود و ابديّت آن است و هيچ مغايرتى بين اعتبارات در اولين مراتب ذات نمىباشد، چون در آنجا مطلقا كثرتى وجود ندارد.
٢٦/ ٤ سپس اعتبارات مندرج در اولين مراتب ذات است كه برخى از آنها كليات و اصولاند- مانند اجناس عالى- كه به نام اسماء ذات ناميده مىشوند؛ و برخى مفاتيح غيب، «واحد احد» اسم مركبى است مانند «بعلبك» و باطن اسم «الله» وجود است و مرتبه؛ و باطن اسم «رحمان رحيم» وجود است، و مفهوم تمام اسماء ضماير و برخى از آنها اجناس زيرين و انواعاند؛ و همينطور ادامه بده تا اشخاصى كه در دركات و مهاوى جزئى افتادهاند و شامل حكم ابديت و نامتناهى گشتهاند (البته مراد اشخاص منطقى است).