ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٣ - فصل چهارم در بيان موضوع و مبادى علم تحقيق و مسائل آن
عقل است، لازم نياورده كه مبتدى در آن (در استفاده ذوق از اين صناعت) مانند منتهى در آن باشد، چه رسد به اين كه مستند به حكم كردنهاى وضعى[١] و اعتبارات انسى باشد، پس براى مبتدى در آن اشكالى ندارد كه مصاحبش را در برخى از فتاوا و نظرياتش- اگر مبتدى در آن جا ذوق (كشف) و نظرى ندارد- پيروى و تقليد كند تا آنكه در طى زمان موجبات آن ذوق برايش تكامل يابد.
٨٣/ ٢ و اما مسائل (علم تحقيق) عبارت از مطالبى است كه بر آنها به برهان نظرى و يا فطرى كشفى اقامه برهان شده است و آنها دو قسماند:
٨٤/ ٢ يكى از آن دو اصولى فراگيرند[٢]- مانند فراگيرى اجناس نسبت به انواع خود- كه محتوى اين علماند. مانند قواعدى كه در تمهيد جملى خواهد آمد.
٨٥/ ٢ و دومى فروعى هستند كه مندرج در تحت آن اصولاند، مانند انواع؛ و انواع انواع كه پس از شناخت دو قسم؛ كيفيت و چگونگى نسبت تفريع بين آن دو روشن و آشكار مىشود، يعنى راه بيرون كشيدن فروع از قوه به فعل- هنگام برقرار كردن اصول كبرا (منطقى) براى صغرا- حصولش آسان مىگردد.
٨٦/ ٢ و چون اين ثابت شد گوييم: علم الهى شرعى كه به نام علم حقايق ناميده شده است عبارت از علم به خداوند متعال از جهت ارتباطش به خلق و نشأه گرفتن و صدور عالم از او؛ به اندازه طاقت و توان بشرى، زيرا غير ممكن بودن معرفت و شناخت آن (علم حقايق) از خود آن است؛ هم چنان كه حيرت كاملان نيز در آن چيزى است كه در آن است. بنابر اين موضوع مختص به آن، وجود حق سبحان از جهت دو ارتباط است[٣]- نه از آن جهت كه او است- چون او- سبحانه- از اين جهت و حيثيت بىنياز از جهانيان است و اشاره عقلى و يا وهمى به او راه ندارد[٤]؛ و هيچ عبارتى از او تعبير نمىتواند بكند، پس چگونه از او و از احوال او؛ و همينطور از هر حقيقتى از حقايق از در واقع بحث توان كرد؟
[١] - يعنى پيش از حصول علم به واسطه برهان و كشف ذوقى.
[٢] - يعنى محدود كنندهاند. م
[٣] - يعنى از جهت ارتباطش به خلق و نشأه گرفتن و صدور عالم از او. م.
[٤] - زيرا اشاره به موجودات داراى تعيّن مىرسد، در حالى كه او به ذات خود بىتعيّن است.