ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٢ - فصل چهارم در بيان موضوع و مبادى علم تحقيق و مسائل آن
مىيابد كه وى عالم به جزئيات به گونه جزئى هم هست، و اين نتيجه مطلق علم در طور تحقيق- و يا صفت و مشمول آن- است، و اصول تام كامل نسبت به اصل و موصوف و شامل؛ مستلزم حصول فروع و صفت و مشمول آن است، زيرا مقصود ما از تام؛ احاطه وجود است.
٨٠/ ٢ سپس (گوييم:) تصديقاتى كه گفتيم مقدماتاند؛ همراه با حدود اوضاعاند، يعنى موضوعات ناميده مىشوند، از آنها بعضى يقينى هستند، مانند: هر كمال مخلوقى در خالقش به نحو تمام و كامل موجود است، زيرا اثبات؛ فرع ثبوت است و اين مطلب به سبب خورشيد شكست برنمىدارد[١]، چون خورشيد ايجاد حرارت در مقابل مىنمايد؛ در حالى كه خود حار و سوزان نيست اين ممنوع و بازداشته شده است، زيرا طبيعت آسمانهاى هفتگانه و ستارگان آنها نزد ما عنصرى هستند، و اين يكى از دلائل آن است.
٨١/ ٢ و از آن جمله- از جهت ايمان و اعتقاد به گفتار خبر دهنده- بعضى جزو مسلماتاند، مانند: إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ، يعنى خداوند هم وزن ذرهاى ستم روا نمىدارد (٤٠- نساء) و: إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ، يعنى: خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع و تباه نمىكند (١٢٠- توبه) با اين كه عقل خلاف آن را محال نمىداند، زيرا تصرف مالك است در ملك خويش كه به نام اصول موضوعه (وضع و بنا گذارده شده) ناميده شده است.
٨٢/ ٢ و از آن جمله در اين وقت مسلّم است تا آنكه در جاى ديگرى روشن شود، و اگر چه شنونده را در آن شك و ترديد است تا آنكه برايش يا به برهان نظرى و يا فطرى الهى- يعنى كشفى- كه اراده قديم الهى به ظهور آن- مانند وقتش- تعلق گرفته شده باشد ثابت و روشن گردد. پيغمبر ٦ فرمود: خداى را در همه روزگارتان وزش نسيمهايى عطر بينر است؛ آگاه باشيد و خويش را در محل وزش آن نسيمها قرار دهيد، زيرا صفت دهر و شأن متجدد الهى؛ مدخل و ورودگاهى در تجدد و نو شدن موجودات و جهان هستىاند كه به نام مصادرات ناميده مىشوند، زيرا آنها حكم كردنهاى ذوقى است كه تعلق به وجدان (يافت) و ذوق دارد، چنان كه گفتهاند: در صناعت؛ اگر چه در اصول و فروعات آن بازگشت فقط به
[١] - يعنى اين كه گفتيم اثبات؛ فرع ثبوت است اين مطلب نسبت به خورشيد نقص و شكستى پيدا نمىكند- آفتاب آمد دليل آفتاب- و سپس دلايل آن را بيان مىدارد- م.