ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٨ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
ممكن بودن ادراك آن دانسته مىشود؛ مانند خط فاصل بين نور آفتاب و سايه و بين رنگهاى مختلف پهلوى هم. و بخشى هست كه گمان مىرود ديدنى و قابل ادراك است، هم چنان كه بين اجسام از لطافت و انبوهى و نرمى و خشنى و امثال اينها هست، و در واقع فرقى بين دو بخش؛ در اين كه آنها معانى مجردى هستند كه اثرشان ظاهر مىشود نه عينشان، نمىباشد، و ظاهر شده يك صورت بيش نيست و به واسطه بخش بخش شدن حكمى بر آنها نمىشود مگر از جهت احكام اين معانى جديد؛ براى امتياز و جدايى بخشيدن- به واسطه تجزيه و بخش كردن- در يك امر واحدى كه در ذات خودش قابل تقسيم و تجزيه نيست، بنابر اين وجود؛ يك حقيقت گسترده و پخش است و فاصلهها برزخها و فواصلى معقولاند كه داراى احكامى مشهود مىباشند.
٦٠١/ ٣ نهم اين كه: عالم از جهت تعيّن داراى سه بخش است:
٦٠٢/ ٣ يك بخش آن جانب وحدت و بطون بر وى غالب است؛ مانند ارواح.
٦٠٣/ ٣ و بخش ديگر احكام كثرت بر وى غالب است، مانند اجسام مركب.
٦٠٤/ ٣ و بخشى واسطه ميان آن دو بخش ديگر است كه اين نيز خود به سه بخش ديگر تقسيم مىشود:
٦٠٥/ ٣ يك قسم آن حكم روحى و مجمل ظهور بر وى غالب است، مانند عرش و كرسى. قسم ديگر نسبت جمع براى كمال ظهور تفصيلى ديگر بر وى غالب است، مانند مولدات سه گانه، و قسم ميانين قسمى است كه از آن انشعاباتى جدا مىگردد كه مشتمل بر درجاتى است كه هر درجه از آن داراى اهل و افرادى مىباشد، مانند آسمانهاى هفت گانه و عناصر چهار گانه، و آخرين كه به صورت همگى- در مقام احدى كه پيش از آن هيچ اول بودن و غير اول بودنى تعيّن نپذيرفته بود- ظاهر گشت انسان بود كه «عماء» خاص او است.
٦٠٦/ ٣ دهم اين كه: شئون بر دو قسم است: تابع و متبوع:
٦٠٧/ ٣ تابع اعيان عالماند.
٦٠٨/ ٣ و متبوع نيز دو قسم است: قسمى است كه از جهت احاطه و فراگيرى تمام است؛ آنها اسماء حق تعالى و صفات اويند، قسم ديگر احاطه و فراگيريش ناتمام است، آنها