ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٧ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
و نيز براى آشكار كردن عين خودش از حيثيت آنها است، پس واحد است كه عدد را پديدار مىسازد و فصل عدد واحد است.
٥٩٦/ ٣ پنجم اين كه: حقايق اسماء و اعيان عين شئون او است؛ شئونى كه از او جز به واسطه تعيّنشان از او- از آن جهت كه غير متعيّن است- امتياز ندارند.
٥٩٧/ ٣ ششم اين كه: وجود منسوب به حقايق عبارت از تلبّس و آميزش شئون او است به وجودش.
٥٩٨/ ٣ هفتم اين كه: تعدّد شئون او و اختلاف آنها عبارت از خصوصيات آنها است كه پنهان در غيب هويت او است، و آن خصوصيات را موجب و سبب و انگيزهاى نيست، چون غير مجعولاند.
٥٩٩/ ٣ هشتم اين كه: آنچه كه ديده مىشود و ادراك مىگردد همان حق است كه به حسب شأنى از شئونش كه حكم به تنوّع و تعدد او مىكند ظاهر شده، يعنى با اين كه در كمال احديت خود در ذات خويش مىباشد ظاهر است[١]. به احديت صورت جسمى كه چشمت مشاهده مىكند بنگر؛ و فواصل[٢] آمادهساز را براى مطلق صورت جسمى بنگر كه امورى پنهانى و غير قابل ادراكند، مانند فاصل (جدا كننده) بين سايه و خورشيد و سياه و سفيد و سختى و نرمى، و هر برزخ و حد فاصل بين دو چيز كه آن دو را از هم جدا مىكند حكمش را ظاهر خواهى ديد، ولى خود پنهان است و هيچ وقت آشكار نخواهد شد، جز آنكه فواصل برزخى همان شئون الهىاند.
٦٠٠/ ٣ و حضرت شيخ قدس سره در حواشى تفسيرش گفته: وجود همانگونه كه از حيث حقيقتش واحد است و تقسيمبردار نيست؛ همينطور از حيث صورتش هم يگانه و واحدى است كه جاى خالى ندارد (توپر است) و فاصلهها كه آمادهساز اين صورتهاى وجودى كه مورد مشاهده همگان هستند بر دو بخشاند: بخشى هست كه در نگاه اول غير
[١] - يعنى وجود با كمال احديتش تجلى به شئون ذاتى خود نموده و تعيّنات وجودى ظاهر گرديده، بنابر اين تعيّنات مظاهر شئون الهىاند و آنها( شئون الهى) مظاهر احديت جمعى، پس ظاهر همان حق است به واسطه تعيّنات شئونش.
[٢] - مقصود از فواصل مميزاتى هستند كه خواه نفسى باشند و خواه خارجى