ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٦ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
چيزى را مشاهده نكردم جز آنكه خداى را در آن ديدم (حديث علوى) يعنى به سرّ معيت (در آن چيز) و: قبله؛ يعنى: پيش از آن چيز خداى را ديدم، يعنى: به واسطه غلبه احديت، و: بعده؛ يعنى: پس از آن چيز خداى را ديدم، يعنى: به واسطه توحيد يكى كردن كثرت و يا به سبب قرب نوافل، و تمام اين اتصافات به واسطه سريان او به سبب تجلى احدى غير متعيّن او است در تمام اشياء، و آن نور ذاتى وى است كه از هر تجزيه و بخش شدن و حلول و در آمدن در ارواح و اجسام- هم چنان كه در اصل سوم گفته شد- مقدس و مبّرا است.
٥٩١/ ٣ سپس گويم: در تحقيق اين موضوع هيچ چارهاى از بيان قواعدى كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير؛ در تحقيق تعيّن و اوصاف و احكام آن ذكر نموده نيست:
٥٩٢/ ٣ نخست اين كه: مبداء تعيّن تمام موجودات مقام احديت جمعى است كه آن سوى آن نه اسمى هست و نه رسمى.
٥٩٣/ ٣ دوم تعيّن اسماء است از اين مقام به حسب احكام كثرتى كه اين مقام بر آن اشتمال دارد و آن (احكام كثرت) اسمائى هستند كه منسوب به كون و وجوداند.
٥٩٤/ ٣ سوم اين كه: در تجلى كثرت و احكام آن عقول نظرى متلاشى شده و از درك سرّ وحدت و حسن و زيبايى كه پنهان در آن است پوشيده مىشوند و از اضافه احكام آن به حق متعيّن نزد آن (عقول) ابا دارند، با اين كه آنها احكام كثرت را بر آن (وحدت) باز گردانيده و نمىدانند، و سببش اين است كه آنها (عقول نظرى) وحدت حقيقى را كه مقابل آن كثرت نمىباشد مشاهده نكردهاند، يعنى وحدتى كه نسبت آن به كثرت و وحدتى كه نزد محجوبان معلوم و مشخص است برابر مىباشد، چون آن (وحدت حقيقى) منبع و كانون آن دو و احكام آنها مىباشد، البته با عدم تقيّد به تبعيت و غير آن.
٥٩٥/ ٣ چهارم معقول بودن نسبت؛ كه جامع احكام كثرت از جهت وحدتش است حقيقت عالم مىباشد، و تعيّن حق از جهت آن نسبت جامع وجود عالم است، چون وجود هر چيزى تعيّن حق از حيثيت آن چيز است، بنابر اين موجودات تعيّنات شئون او است و او از جهت تقلّب و گرديدنش در آنها صاحب شئون است، و مثال آن- وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى، خداى را مثل برتر است (٦٠- نحل)- گردش واحد در مراتب اعداد براى آشكار كردن اعيان آن اعداد