ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٤ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
٥٨٣/ ٣ چون اينها ثابت شد- و پيش از اين هم گذشت كه اولين لازم وجود از جهت الوهى علم است، زيرا حيات شرط وجود است نه علت، و نسبتش به علم تعيّن يافته و آخر آن كلام تعيّن مىيابد- گوييم: هرگاه حق تعالى را غير او ادراك كرد و يا مشاهده نمود و يا مورد مخاطبه قرار داد و يا مورد خطاب قرار گرفت، اينها از آن جهت كه وى در مرتبه ذات خودش است نمىباشد، چون عزت و بزرگيش به واسطه اينها است نه به سبب نسبت باطنى، زيرا نتيجه آنها قبض است نه بسط، بلكه از آن سوى حجاب و پرده عزّت او كه در اين مرتبه است- به نسبت ظاهر بودن او و حكم تجلّيش در منزل تدلّى و نزول او- مىباشد؛ نه به واسطه حكم بلند بودنش تا مرتبه تعالى و برتريش، و اين نسبت ظاهرى از جهت جفت شدن وجود تام (عام) او به ممكنات ثابت است، زيرا نقصان به سبب اقتران ممكنات- يعنى حقايقشان- (و جفت شدن به وجود تام و عام او) در ذات وجود محال است، ولى براى آشكار كردن احكام آنها؛ و يا به واسطه اعيان ممكنات ظاهر شده (نقصان مشاهده مىشود) در حالى كه اينها آثار حقايقى هستند كه عبارت از تعيّناتاند، اين بدان جهت است كه در آخرين نص كتاب نصوص گفته: ذات (عين و ماهيت) حقايق هيچ وقت نه ظاهر شدهاند و نه مىشوند.
٥٨٤/ ٣ و يا از جهت تابش نور حق تعالى است (يعنى به واسطه جفت شدن به وجود تام و تابش نورش نقصان در ذات وجود وارد نمىآورد) يعنى نسبت ظهور و ظاهر كردنش بر اعيان موجودات- نه حقايقشان (چون ذات حقايق نه ظاهر شده و نه مىشود) و اعتبار تعلّقش به غير جز اين كه گفتيم- يعنى از نسبت ظاهر بودن او از جهت بيان شده- نمىباشد.
٥٨٥/ ٣ سپس (گوييم:) اگر به حق سبحان از اين وجه تعلقى ظهورى نظر شود؛ تعيّن وجودش مقيد به انواع قيود است.
٥٨٦/ ٣ نخست به واسطه صفات كه براى هر يك از اعيان تعيّن يافته ممكنات لازم است، براى اين كه اين صفات- چه از جهت جمع (به واسطه انسان) و چه از نظر تك (در غير انسان)- نسبتهاى علمى مخصوصى هستند، و اينها همان حقايق متبوع و ذاتى آنها بوده كه نزد متكلمان به نام صفات نفسى ناميده شده است.
٥٨٧/ ٣ دوم به واسطه آنچه كه اين صفات از امورى كه خارج از حقايق اصلىاند در