ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٢٧ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
٥٦٠/ ٣ اگر گويى: ارتباط عنايت چون از ازل ثابت است و آن همان افاضه نور وجود است، پس بايد بين افاضه كننده و افاضه شونده (فيضگير) حجاب و پردهاى نباشد.
٥٦١/ ٣ گوييم: هيچ حجاب و پردهاى جز جهل بافاضه كننده و پوشيده شدن اسماء به مسميات و حقيقت پنداشتن تعيّنات و تعدّدات را كه همان نسبتهاى وجودىاند و موجود نيستند نمىباشد، اين را حضرت شيخ قدس سره در آخر نصوص نقل نموده. چگونه ممكن است موجود باشند؛ در حالى كه آنها آثار حقايق غير مجعول عدمىاند، و اثر عدم وجود نمىباشد؛ و اعتبار موجود بودن در آنها نمىشود جز آنكه وجود بدانها منضم گردد، اما آن جهل: يا به واسطه نهايت قرب و نزديكيش هست، هم چنان كه چشم هوا را، و نفس مردمك چشم را؛ و عقل دگرگونىهاى جزئى مزاجى را درك نمىكند. و يا به واسطه نهايت عزت و بزرگى و بلنديش است، هم چنان كه چشم چشمه خورشيد را- با نهايت نورش- درك نمىكند، بلكه در آن سياهى و تاريكى توهم مىكند، با اينكه كانون نور است؛ و همينطور عقل حقايق انوار عالى- از ارواح و نفوس را هم چنان كه گذشت- درك نمىكند.
٥٦٢/ ٣ سپس گوييم: اين عنايت را حكما تفسير به علم ازلى فعلى كردهاند كه تعلّقش به كليات كلى است و به جزئيات نيز كلى است؛ چيزى نيست؛ چون علم فعلى علم مؤثر نيست، بلكه علمى است كه از جزئيات استنباط نمىشود، براى اينكه آن از آن جهت كه علم است حكايت كننده است و تابع معلوم؛ خواه كلى باشد و خواه جزئى؛ و همانگونه كه دانسته شد نسبتهاى علمى تغيير پذير نيستند. و اگر هم بپذيريم از تغيير نسبت تغيير ذات لازم نمىآيد، و اينكه كاشانى (شيخ عبد الرزاق) در رساله قضا و قدر آن را، يعنى عنايت[١] ازلى را تفسير به
[١] - گفتهاند كاشانى عنايت ازلى را تفسير به مجموع آن دو نكرده بلكه تفسير به احاطه علم حق تعالى به كل موجودات آن گونه كه علم او است كرده، يعنى به كلى كلى و به جزئى جزئى و شامل قضا و قدر قرار داده، يعنى به واسطه اشتمال احاطه علم او به كلى همانگونه كه هست حصول صور تمام موجودات در قضا كلى است، و به جزئى آنگونه كه هست حصول صور تمام موجودات در قدر جزئى است، و محل قضا قلم اعلا است و محل قدر لوح محفوظ، و نزد آنان در اينكه صورتهاى ثابت در قلم بهگونه اجمال است و در لوح به صورت تفصيل؛ ازلى مىباشد شكى نيست، پس شارح محقق چگونه گفته ظهور تفصيلى ازلى نيست؟ آرى! اگر مقصود كاشانى از اين سخن كلّا ظهور تفصيلى به وجود خارجى باشد كلام شارح موجه است.