ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٢٥ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
اسمائى، و اگر چه هر دو از جهتى ذاتىاند[١] و از جهتى اسمائى[٢] و هر حصولى تابع وجود است، پس كسى كه وجودش عين ذات خودش است؛ لازم مىآيد كمالش كه تابع وجودش است به ذات خودش باشد.
٥٥٧/ ٣ اما كمال ذاتى او روشن است[٣]؛ و اما كمال اسمائى او: براى اينكه آن به ذات خود لازم اول است براى اولين لازم، و آن علم است؛ علمى كه به حسب اراده؛ قدرت لازم آن مىشود. از اين روى برخى از علما مانند رازى را مىبينى كه در تفسير كبير خود كمال را منحصر در علم و قدرت كرده است. و براى اينكه كمال اسمائى از جهتى ذاتى است، چنان كه گذشت، و اينكه وجودش بالفعل باشد نه بالقوه؛ به واسطه وجوب ثبوت شئى براى ذات خودش؛ و به وجوب باشد نه به امكان، به واسطه ممتنع بودن سلب شئى از ذات خودش، و اينكه از تغيير و دگرگونى معلوم و نو شدن و تجدد منزه و دور است، و آن تغيير و دگرگونى به واسطه حوادث و پديدههاى جديد و تازه است كه در زمانهاى محدود مشاهده مىشود؛ بخصوص عارض شدن عدم كمال؛ مانند بيمارى بعد از سلامتى و ديگر موارد پنجگانه كه در حديث آمده است، و مقصود وارد شدن تغيير بر او و دگرگون شدن امر در او است، اما تحوّل و دگرگون شدن حق سبحان به واسطه كمال ذاتيش در مراتب شئون و اسماء و مظاهرش چنان كه فرموده: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: او هر روزى در كارى است (٢٩- رحمن) كه درخواست ظهورش را در هر لحظه و آنى در هزاران هزار مظهر و يا بيشتر مىكند؛ اين محال نيست.
٥٥٨/ ٣ و فرقش اين است كه اولى اقتضاى تنوّع و گونهگون بودن در ذات او را نمىنمايد و اين در خالص و ناب بودن وحدت او عيب و اشكال وارد مىآورد، و دومى اقتضاى تعدّد در نسبتها و اضافات او را مىنمايد؛ و لازم مىآيد كه محدثات و پديدههاى جديد را- اگر چه به وجهى عقلى باشد- فرا نگيرد، به واسطه محال بودن اينكه متناهى در نامتناهى نگنجد، پس (محدثات) او را فرا نمىگيرند تا آشكارش كنند، براى اينكه آغازش از ذات خودش است، و نه براى اينكه او را حفظ و نگهداريش كنند، زيرا بقاى او به واسطه
[١] - اگر هر دو اسمائى وجودى ملاحظه شوند.
[٢] - اگر ذاتى عقلى ملاحظه شود اسمائى مىگردد.
[٣] - يعنى كمال ذاتى او كه به ذاتش مىباشد روشن است، اما كمال اسمائى او به ذات خودش است؛ آن لازم اول است.