ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٢٤ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
٥٥٤/ ٣ گويم: من دلايل خودم را آشكارا گفتم، چون جزء تابع كل است و فرع به صورت اصل ظاهر است، از اين روى براى ما گفتهاند: آدم انكار كرد و فرزندانش نيز انكار كردند، آدم فراموش كرد و فرزندانش نيز فراموش كردند، و اگر حوا نبود هيچ زنى به شوهر خودش تمايل پيدا نمىكرد، در اين صورت هيچ گريزى از احكام حقيقت و هيچ بازگشتى از آن و هيچ تبديلى در آن جا نيست، محققا كلمه (الهى) تحقق و ثبوت يافته و حكم لازم گرديده و به شهود[١] امثال اين و شناختش و استدلال بدان مصداق: قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ، يعنى: بگو آيا كسانى كه مىدانند با كسانى كه نمىدانند برابراند؟ (٩- زمر) آشكار مىگردد.
٥٥٥/ ٣ سپس حضرت شيخ قدس سره در پايان وارد گفته: (الهى) اين ترجمهاى است كه متضمّن برخى از احسانها و نيكىها و بخششهايت درباره من است كه به زبان شكر و يادآورى و مشورت مىباشد؛ نه مجادله و ستيز و پيروزى خواستن، پس ترا سوگند به حقى كه برخودارى و به حق آن كس كه دوست دارى او به تو سوگند داده شود و يا به واسطه او به تو توسل كرده شود؛ از اسماء و صفات و مبدعات و موجوداتت، آنچه كه از آنها دانسته شد و هر چه كه دانسته نشده، و سوگند به حق عنايتت درباره من كه همانندش را نديدهام و نشنيدهام، كه از گستاخيم درگذرى و بر ناتوانى و خواريم كه آن را جز تو كسى نمىداند رحمت آورى، چون اگر اين ناتوانى نبود از بعضى از اقتضاهاى حقيقت خودم كه مناسبت با بعضى از مراتب- از برخى جهات- نداشت بيرون آمده بودم و لباس آنچه كه مناسبت با شرطى دارد كه متضمن رضا و خشنودى كامل و اعلاى تو است؛ در بر كرده بودم، ولى كلمه (مشيت و امر تو) تحقق و ثبوت يافت و كار لازم آمد. و نزد من غير واقع محال است- اگر چه فرض امكان و يا وجوب آن (يعنى بالغير) شود. و السلام.
٥٥٦/ ٣ سپس گوييم: پيش از اين گفتيم كه كمال عبارت است از حصول آنچه كه شايسته؛ براى آنچه شايسته؛ آن چنان كه شايسته است مىباشد و آن دو قسم است: ذاتى و
[١] - يعنى چگونه ممكن است كه آن جا غير اين باشد و اين فرعى است تابع كه به حسب اصل تابع و ظاهر است، آرى به واسطه شهود امثال ...