ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٢١ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
نداشته استكمال پيدا كند و هر يك از اين دو در صرافت و خالصى وحدت و وجوب و كمال او نقص وارد مىآورد؟
٥٤٧/ ٣ گويم: تعلق مخصوص مسلّم است؛ ولى او را نه علمى تجدد مىيابد و نه دربارهاش چيزى كه در آن انحصار و محدوديت يابد تعيّن مىپذيرد- و همينطور هيچ حكمى معين (دربارهاش جارى نمىشود)- يعنى از تعلق (گرفتن علم) ازلى كه شأنى كلى است؛ به شئون و حقايق جزئى اضافى او كه ظهورشان مشروط به زمانهاى معين خودشان است؛ حادث و نو بودن تعلق لازم نمىآيد، زيرا همانطور كه گذشت: آنكه نه زمانى است و نه مكانى و به تمام معلومات و موجودات عالم علم دارد؛ تمام لحظات و زمانها و مكانها نزد او حاضراند و چون به تمام موجودات احاطه دارد، هر چه كه در آنها (مكانها و زمانها) از گذشته و آينده موجودات؛ و آنچه از نسبتهاى سببى و يا شرطى و يا وقتى و يا لحظى و يا.
كيفى آنها؛ غير اين كه واقع مىشود مىداند، پس درباره او كارى جز كار ديگر و حكمى غير حكم ديگر تعيّن نمىپذيرد، بلكه تمام كارها به واسطه شئون او- نسبت به زمانهاى خودش- حاصل است، و چيزى كه از جانب حق سبحان تعلق به تمام موجودات دارد يك تجلى است و يك اقتضا و يك حكم و بس؛ كه به حسب قابليت موجودات و شئون جزئى او تعلق مىگيرد، پس با اين بيان سازگارى و توفيق بين فرموده الهى: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: او هر روز (هر لحظه) در كارى است (٢٩- رحمن) و فرموده ديگرش: وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ، يعنى: كار ما يك كار است مانند يك چشم بر هم زدن است (٥٠- قمر) حاصل مىشود.
٥٤٨/ ٣ و اين همان راز قدر است كه تجربه كار وارد آن را تصديق كرده و حضرت شيخ قدس سره در نفحات گفته: واردى كه مأمور به تعليم و يادآورى و فهمانيدن است گفت:
هنگامى كه طلبها و عتابهاى الهى و يا كونى ترا از جاى بركند؛ پروردگارت را مورد خطاب قرار ده و در حضورش نه از روى مجادله و دليل آوردن؛ بعضى از آنچه را كه از روى نعمت بر تو بخشيده مطرح ساز و بگو: پروردگارا! اين چيزى كه مىبينى و از من صادرش كردى، اگر تو جاعل و پديد آورنده آنى؛ به من نسبتش مده، زيرا امكان ندارد از من جز آنچه كه در كتاب وجود من به امانت گذاردى و دفينه كردى صادر شود، زيرا من نه مالك سود خود