ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٢ - فصل سوم در بيان انتهاى افكار و تعيين روشى كه صاحبان بينش اختيار مىكنند
پيشينيان صالح و رستگار بود كه از آفت تجسيم و تشبيه و تمايل به تأويل و تعبير و آميختن اعتقادات به انواع گمانها و قياسات سالم ماندند.
٤٢/ ٢ دسته ديگر آنچه را كه ادراكشان به واسطه قوه نظرىشان امكان مىبخشد مىپذيرند و مفهوم ظاهرى را نفى مىكنند، ولى زيان اين كار- به واسطه خطاى تأويل در آن و استناد نداشتن در اين امر به اصلى محقق و استوار- بيشتر از سود درست رسيدن به آن است؛ و اين حال متكلمان است، زيرا اينان همراه آنچه كه ايمان محقق و استوار اقتضا مىكند نايستادند و حقيقت آشكار و روشن را ادراك نكرده و پى به شناخت مقصود نبردند و به دستهاى از اهل نظر خالص و خشك و يا اهل ميزان (منطق) هم تمايل پيدا نكردند، اگر چه اهل نظر نيز از رسيدن به قله حقيقت عاجز و ناتوانند.
٤٣/ ٢ اما طبقه عليا: ايشان صاحبان همتهاى بلند و طالبان شناخت حقايق اشيا- آن گونه كه در علم حق تعالى متعيناند- مىباشند. اينان در آغاز كار- در ايمان به ورود آنچه كه مقصود و مراد خدا و رسول و كاملان او است- با پيشينيان صالح و رستگار اشتراك داشته و دانستن آنچه را كه حقيقت امر آن قابل دركشان نيست به خدا، و به دانايان به مراد و مقصود الهى واگذاردند، اين گروه دارى نفوسى شريف و همتهايى عالى و بلند هستند كه از تقليد خوددارى و ابا دارند، بلكه اينان طلب پيوستن به انبيا را دارند؛ و مىخواهند آنچه انبيا را به واسطه اين طريقه و روش حاصل شده ايشان نيز حاصل كنند، به ويژه خبر هم داده نشده كه اين برايشان پوشيده شده است، لذا در ميدان نظر بجولان پرداختند و ناتوانى اهل اين اقسام و دستههاى نام برده را دريافتند، پس مراتبشان از حد گذشت و منتهى شد به مقام نظرى فكرى، و همانگونه كه گفته خواهد شد به ناتوانيشان (يعنى اهل اقسام بر شمرده) پىبردند.
فصل سوم در بيان انتهاى افكار و تعيين روشى كه صاحبان بينش اختيار مىكنند
٤٤/ ٢ شناخت حقايق اشياء- آنگونه كه در علم الهى هستند- به واسطه دلايل نظرى از