ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢١٩ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
به ذات خود؛ از جهت احديت محيط خودش است؛ چون خود فرموده: وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً، يعنى: خداوند به تمام اشيا احاطه دارد (١٢٦- نساء) و باز فرموده: أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً، يعنى: علم خداوند به همه اشيا احاطه دارد (١٢- طلاق) لذا دانسته مىشود كه ظهور اين تعلق علمى؛ يعنى استجلاى او در يكى از مراتب ظاهر در نفوس اشياء[١] مانند مرتبه روحانى و مثالى و حسّى؛ بستگى به ظهور نسبتهاى علم او در آنها دارد، و نسبتهاى علم او عبارت از خصوصيات علمى است كه به نام معانى و حقايق و اعيان ثابته ناميده مىشود.
٥٤١/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در كتاب نصوص گويد: اينها (حقايق اشيا) عبارت است از تعقلات تعيّنات، هم چنان كه اشيا تعيّنات تعقلاتاند، سپس گوييم: اين نسبتها كه به نام حقايق ناميده شدهاند عبارت از معلوماتاند، هم چنان كه خصوصيات وجود و نسبتهاى آن به نام موجودات ناميده مىشوند، همينطور نسبتهاى علم و خصوصيات آن به نام معلومات ناميده مىشود، از اين روى گوييم: حقيقت هر چيزى عبارت است از نسبت تعيّن آن چيز در علم حق تعالى.
٥٤٢/ ٣ سپس گوييم: حق تعالى به هر چه كه بىانتها است عالم است، يعنى به واسطه متناهى نبودن احتمالات محاط او كه بيشتر از عقلى و همى است، و اگر چه بوى وجود به مشامشان (يعنى احتمالات محاط او) نرسيده ولى متناهىاند؛ و اين كه او مصدر و اصل هر چيز است، پس اقتضاى تمام اشياء را يا از جهت ذات خود و يا به واسطه شرط و يا شرطهائى- همانگونه كه گفته شد- مىكند، پس تمام اشياء لازم؛ و يا لازم لازم اويند تا بىنهايت. پس صانعى كه او را كارى از كار ديگر بازش نمىدارد؛ و عليم و خبيرى كه به واسطه غنا و بىنيازيش هيچ كمالى از او فوت نمىشود ناگزير بايد ذات خود؛ و لازم ذات خود؛ و لازم لازم آن را چه از جهت جمع و چه از جهت فرد؛ و چه اجمال و چه تفصيل- تا بىنهايت- بداند.
٥٤٣/ ٣ و نيز هر چيزى را همانگونه كه هست مىداند و اين همان معنى تابع بودن علم
[١] - يعنى ظهور ذاتش براى ذاتش در تعيّنات.