ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢١٢ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
٥١٦/ ٣ و برتر از اين مشهد (محل شهود حقايق) ذوق و مكاشفه محمدييّن است، يعنى علم به اين كه هر وجودى (يعنى كلّ وجود) در حقيقت خاص حق متعال است، چون از آن جهت كه وجود است هيچ تعددى در آن نيست، براى اين كه تعدد از آثار حقايق (ماهيات و اعيان) و نتايج مراتب (نزول) است، و او پيوسته همو است، يعنى هميشه خودش خودش است (و مراتب و ماهيات تأثيرى در وحدت او ندارد) و وجود حق درش نه نقصى و نه عيبى است، بلكه كمالاتش هميشه بالفعل حاصل است، پس از آن جهت كه وجود است و خودش خودش، هيچ نقص و عيبى بد و منسوب نمىشود، بلكه (نقص و عيب) از آن جهت است كه مرتبه اقتضاى استهلاك و نابودى حكم بعضى از آنها را؛ و يا تباهى و يا ضعف آن (مرتبه) را به واسطه اقتضاى اول بودن امر و غلبه بعضى به سبب آن امر را- آنگونه كه به زودى خواهى دانست- مىكند.
٥١٧/ ٣ پس از جهت اين ذوق بوده كه گفتهايم: وقتى كه درستى نسبت آنچه كه در آن نقص و عيب است به خداوند سبحان ادراك شد؛ در آن صورت كمال يافته مىشود. و از جهت ذوق اول گفتهايم: و خواهد ديد كه آن منصه است، يعنى جايگاهى بلند براى ظهور تجلى جلال به واسطه تسبيح و تنزيه او، و ظهور تجلى جمال براى تحميد و ستايش وى، تمام اينها به زبان حال و مرتبه و حكمت او (مكاشف) است.
٥١٨/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات گويد: هر نقص و دردى كه در ممكن مشاهده مىشود يا پنهان است؛ مانند نادانى و از اين قبيل، و يا ظاهر است مانند دروغ و ظلم و غير اينها، و هر قصور و نارسايى به هر چه كه تحققش به اوصاف كمال به تعويق مىافتد توصيف مىگردد، و اين از ناحيه احكام امكان آن ممكن و ظلمت نسبت عدمى او است، چون دانستى كه اقتضاى حقيقت هر ممكنى اين است كه داراى دو جهت است: جهتى به سوى وجود و جهت ديگر به سوى عدم: و اين دو جهت ذاتى او هستند؛ از اين روى نيازش به برترى دهنده ذاتى او است، و برترى دهنده هم حق تعالى است كه داراى كمال ذاتى مىباشد، بلكه اصلا كانون هر كمالى است، پس از او جز خير محض صادر نمىگردد، اما كمى و زيادى نقايص و نارسائىها از ناحيه جهات امكان است كه موجب و سبب آن كمى و زيادى وسايط