ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٦٣ - مقدمه دوم
است كه به ذات خود قائم است و برپا دارنده غير خود، پس معنى مبالغه؛ اثر در تعديه (و نافذ گردانيدن) است، هم چنان كه در ظهور است[١].
مقدمه دوم
٣٦٠/ ٣ در اقسام وحدت از ذاتى و وصفى و فعلى با اعتبارات آنها مىباشد كه بيان آن مشتمل بر سه مشاهد است كه برخى از آنها برتر از بعض ديگر است، و آن مطلبى است كه حضرت شيخ قدس سره در فك ختم فص هودى احدى بيان داشته كه وحدت داراى سه مرتبه است:
٣٦١/ ٣ مرتبه اول اعتبار آن از آن جهت كه خودش خودش است. مغاير و ضد احديت نبوده بلكه عين آن است و نعت وصفى براى واحد نيست، و اين مقصود محققان راسخ از احديت ذاتى است، و براى هر چيزى احديتى ذاتى- از جهت عدم مغاير و مخالف بودن هر شأن الهى براى ذات احد- مىباشد.
٣٦٢/ ٣ مرتبه دوم اعتبار آن از جهت نعت و صفت بودنش براى واحد است كه به نام وحدت صفات و نسب و اضافات ناميده مىشود و از جهت اسم «الله»- كه منبع صفات و اصل وحدت و كثرت كه نزد همگان مشخص و معلوم است- به حق متعال اضافه گرديده و نسبت مىيابد.
٣٦٣/ ٣ مرتبه سوم اعتبار آن از جهت احكام لاحق است كه خود بر دو نوع است:
٣٦٤/ ٣ نوعى از احكام هست كه در وحدت تعقل مىشود و ظهورش موقوف بر يك و يا چند شرط است؛ با اين كه وحدت بالقوه بر آنها اشتمال دارد[٢].
٣٦٥/ ٣ نوع ديگرى هست كه وحدت بر آن اشتمال نداشته، بلكه الحاق امور خارجى
[١] - يعنى ظاهر به خود( خويشتاب) و ظاهر گرداننده غير خود.
[٢] - مانند سريان حقيقت وجود كه عبارت است از وحدت حق حقيقى، چون آن از احكام حقيقت وحدت است ولى نياز به مجالى و آئينههايى به حسب ظهور- به صفت كثرت- دارد.