ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٦١ - فصل هشتم
ابداع مناسب قدرت (نه ماده و نه مدت) است و اختراع مناسب حكمت (يعنى داراى مدت است) سپس تكوين است كه ماده دارد و مدت ندارد، و حوادث و پديدههاى نو داراى هردواند.
اين نزد صاحبان نظر است، ولى در مقام تحقيق: تكوين شامل همگى است[١]، براى اين كه هر مخلوقى در آن (تكوين) داراى ماده و صورتى مخصوص و يا غير مخصوص- به حسب اقتضاى مرتبهاش- مىباشد، و چون تعيّن وجودى صورت تعيّن علمى است، پس مادام كه علم تعلق به وقوعش نگرفته؛ واقع نخواهد گشت، و آنچه را كه علم اباى از وقوعش دارد جزو ممتنعات و امور غير ممكن بوده و وقوع نخواهد يافت، و هر چه را كه تعلق به وقوعش گرفته؛ اراده و قدرت و كلام به آن توجه نموده و وجود مىيابد، و عالم وجود به اين نظام و آراستگى انتظام مىيابد.
فصل هفتم
٣٥٧/ ٣ و به واسطه اين كه علم او هم گذشته و هم آينده را فرا گرفته، قطعى است و هيچ گونه شك و تردّدى در آن نيست. حكم او هم حتمى و قطعى بوده و قلم از نوشتنش خشك شده (تغيير پذير نيست) و امر بين وجوب و عدم تقسيم شده؛ نه براى اين كه ذات او موجب است، زيرا او از هر حاجت و نيازى و موجبى بىنياز است، و به واسطه اين غنا و بىنيازى اختصاص به قدم دارد، و نشانه هر چيزى غير او به واسطه حدوث و پديد آمدن از عدم است.
فصل هشتم
٣٥٨/ ٣ و براى اين كه وجود هر موجودى داراى حقيقت و رتبهاى است، و سهم و بهره
[١] - بلكه در مقام تحقيق ابداع شامل كل است، چون ايجاد حق تعالى مبرّاى از آنچه كه توهم ماده و مدت و غيره كه از صفات مخلوقات است مىباشد، چون اين امور از ناحيه مخلوق است نه خالق، پس ايجادش به واسطه فيض مقدس است كه مبراى از هر تكوين و تدريج است. پس تمامى جهان مبدع است، و اگر به برخى از قسمتهاى آن خلق مثلا گفته مىشود به اعتبار جنبه خلقى آن است- نه امرى-.