ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٤٢ - برهان چهارم
برهان چهارم
٢٨١/ ٣ وجود مطلق موجود است؛ براى صدق سخن ما كه گوييم: وجود موجود است، يا به واسطه صحت حمل شئى بر خودش- و اگر چه غير مفيد باشد- و يا آنكه به واسطه ذات است، زيرا ماهيات غير مجعولاند، و يا به واسطه ضرورت، به سبب محال بودن سلب شئى از خودش؛ خواه اين سلب ذهنى باشد و يا خارجى و يا سلب مطلق (پس ثبوتش براى خودش ضرورى است)
٢٨٢/ ٣ گفته نمىشود- چنان كه در كتاب مواقف و مقاصد گفته شده-: سلب شئى وقت عدم و نبودنش از خودش جايز است- به واسطه صدق سلب به عدم موضوع-
٢٨٣/ ٣ چون گوييم: اين اشتباه بزرگى است كه ناشى از فرق نگذاشتن بين اخذ موضوع مطلقا؛ و بين اخذ موضوع «موجودا» سرچشمه گرفته، در حالى كه فرق قطعى است، وگرنه ماهيات معدوم؛ خواه ماهيت ممكنات باشد و يا ممتنعات؛ نبود، و همينطور نه قضيه ذهنى و نه طبيعى تحقق نمىيافت[١]، و از نفى مقيد- يعنى ماهيت مخلوط[٢]- نفى مطلق ماهيت[٣] و غير اينها از مفاسد و تباهىها لازم مىآمد.
٢٨٤/ ٣ و يا[٤] براى اين كه موجود بودن هر موجودى به واسطه وجود است و سبب موجود بودن- به اتفاق نظر اثباتكنندگان صانع و ادراك كودكان و يا حيوان- موجود است، بر عكس سبب مضروب و كتك خورده، چون آن[٥] مضروب نيست، زيرا معنى مضروب كسى است كه ضرب بر او واقع شده، نه آنچه كه داراى ضرب است، و معنى موجود چيزى است كه داراى وجود است.
٢٨٥/ ٣ اين دلايل چهار گانه قائماند بر اين كه وجود موجود است. و آنچه را كه بهشتى گفته: از جهت لزوم تركيب در آنچه كه موجود است؛ مورد پذيرش نيست، زيرا تركيب در
[١] - چون با فرض عدم ثبوت آن براى خودش هيچ چيز اصلا براى آن ثابت نمىشود.
[٢] - يعنى موجود.
[٣] - زيرا با عدم مقيد سلب ماهيت از خودش صدق مىكند و در نتيجه نفى آن لازم مىآيد.
[٤] - عطف به يا به واسطه صحت حمل شئى ... است، يعنى اين دليل چهارم است بر اين كه وجود موجود است.
[٥] - يعنى سبب. م