ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١١٤ - فصل هشتم در اين كه هيچ اثر گذارى اثر نمىگذارد تا آنكه اثر پذير شود
آن عبارت از اشعه و تابش انوار علم در مراتب قوا؛ به واسطه احديت جمع[١] است- اين چنين در تفسير آمده-.
١٩١/ ٣ اگر گويى: شيخ كبير رضى الله عنه در كتاب تدبيرات الهى در مملكت انسانى گفته: حواس تمام محسوسات را گرفته و به حس مشترك- كه صاحب خراج خيال است- مىدهد و آن هم آن محسوسات را در گنجينه خيال جاى مىدهد، در اين وقت محسوسات متخيلات ناميده مىشوند.
١٩٢/ ٣ پس خيال صاحب خراج است و تحت فرمان ذكر (ياد) كه آنها را حفظ مىنمايد و به نام مدركات و يا محفوظات ناميده مىشود، و آن (ذكر) صاحب خراج است و تحت فرمان فكر؛ كه بر وى (فكر) عرضه و پخش مىكند و از تحت فرمانها پرسش مىكند و درست و نادرست را جدا مىسازد كه به نام متفكرات ناميده مىشود.
١٩٣/ ٣ و فكر خود صاحب خراج است و تحت فرمان عقل، و چون بر وى چيزى از علوم و اعمال مفصل عرضه شود- يعنى اين عمل چشم است و اين عمل گوش است و اين عمل زبان و غير اينها- نام آنها به معقولات انتقال يافته؛ و عقلى كه در حكم وزير است آنها را گرفته و به روح كلى قدسى مىرساند، در اين حال نفس ناطقه از عقل اجازه خواسته و پس از ورود؛ تمام معقولات را به حضور عقل عرضه مىدارد و مىگويد: درود بر سرور ارجمند و خليفه (حق): اين نتيجه پرداخت حضرتت بر دست كارگزاران خودت است كه به جنابت رسيده است، پس از آن روح آنها را گرفته و به سوى حضرت قدس روان مىشود و بر سجده مىافتد و سر را كه از سجده برمىدارد اعمال از دستش- به واسطه دهشتى كه در آن تجلى وى را فرا گرفته بود- مىافتد، در اين حال ندا داده مىشود كه: تو را چه شده؟ گويد: اعمال فلان فرزند بهمان بود؛ حق متعال مىفرمايد: آن را با كتاب مبينى كه پيش از آنكه بيافرينمش نوشتهام مقابله كنيد كه هيچ حرفى در آن واگذار نشده. سپس فرمايد: عنان او را به سوى عليين
[١] - مقصود از احديت جمع مرتبه كامل غيبى نفس نيست- هم چنان كه آن يكى از اطلاقاتش مىباشد- بلكه مرتبه محيطى است كه بر تمام مراتب گسترش دارد و او را هيچ كارى از كار ديگرش باز نمىدارد، و اين بسط و گسترش مؤكد جمعيت احديت است.