ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٠ - فصل اول در تقسيم علوم شرعى الهى به اصول اصلى و فروع كلى آن
٢/ ٢ حضرت شيخ قدس سره در شرح اين حديث گويد[١]: رحم نامى براى حقيقت طبيعت است و آن حقيقتى جامع بين كيفيات چهارگانه (صفرا و سودا و خون و بلغم) است، يعنى آن عين هر يك از آنها است ولى هر كدام آنها از هر جهت همانند آن نيستند، بلكه از بعضى وجوهاند[٢]، و پيوستن به آن به معنى شناخت منزلت و بزرگداشت مقام آن است، چون اگر مزاج متحصل و برقرار از اركان و اصول آن (رحم) نباشد تعين روح انسانى ظاهر نمىشود و جمع بين علم به كليات و جزئيات (براى روح انسانى) كه بدان توسل به تحقق مرتبه برزخيت كه محيط به احكام وجوب و امكان؛ و ظهور به صورت حضرت (حق) و عالم است امكانپذير نمىباشد. و اما قطع كردن و بريدنش: به واسطه عيب كردن و ناچيز شمردن حق آن است، زيرا هر كس كه حقش را ناچيز شمرد؛ حق خداوند متعال را ناچيز شمرده و به آنچه خداوند از خواص قوا و آلات در آن به امانت گذارده است جاهل و بىخبر بوده است و بدان جهل ورزيده، و اگر بلندى منزلتش نبود حق تعالى- در پايان حديث- نمىفرمود: هر كس به تو پيوند يافت من به او پيوند مىيابم.[٣]
٣/ ٢ و از جمله عيب كردن آن: مذمت كردن حكماى متأخر است مر آن را و توصيف كردنشان به تيرگى و تاريكى و طلب رهايى از آن، و اگر مىدانستند هر كمالى كه براى انسان- پس از جدائى از جهان طبيعت- حاصل مىشود؛ آن كمال از نتايج و ثمرات مصاحبت روح است با مزاج طبيعى، و حقيقتى كه مشاهده حق سبحان بر آن موقوف است؛ و مشاهده حق تعالى براى تمام نيكبختان- آن چنان كه در شريعت بدان وعده داده شده است- پيش مىآيد؛ چگونه جايز است كه آن را (مانند حكماى متأخر) عيب كرد؟ اين سخن شيخ قدس سره است.
٤/ ٢ گويم: از موقوف بودن تعيّن روح انسانى بر تحصيل مزاج طبيعى- كه ظهور كمالاتش بر آن است- جهت مقدم داشتنش در حديث بر علم اديان دانسته مىشود.
[١] - يعنى در كتاب شرح حديث كه به نام شرح الاربعين حديثا معروف است و يكى از مصنفات حضرت شيخ است كه ما در مصنفات ايشان در مقدمه فكوك بيان داشتهايم.
[٢] - چون مرتبهاى از مراتب آن و وجهى از وجوه آن هستند.
[٣] - يعنى اگر علو و برترى مرتبه طبيعت نبود حق تعالى او را دوست نمىداشت( چون در بعضى نسخ« لم يحبّها» است) پس از آخر حديث استفاده مىشود كه حق تعالى او را دوست مىدارد.