تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧ - سوره طه(٢٠) آيات ٦٨ تا ٧٩
بنى اسرائيل افزود ما گفتيم او را أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي ببر بشب بندگان مرا از مصر و چون بكنار دريا رسند و لشگر فرعون از عقب بيايند باك مدار فَاضْرِبْ لَهُمْ پس بگردان از براى ايشان و اين ماخوذ است از قول عرب كه ضرب له فى ماله سهما جعله و يا از ضرب اللبن اذا اتخذه و عمله يعنى فراگير و قيام نما براى ايشان طَرِيقاً راهى ابن عباس گفته كه بزن عصا را تا سازيم براى ايشان راهى فِي الْبَحْرِ در دريا يَبَساً خشك كه در او آب و لاى نبود و صاحب طبرسى آورده كه اجعل لهم طريقا يابسا فى البحر بضربك العصا لينفلق البحر يعنى تعيين كن براى ايشان راهى خشك در دريا بزدن تو عصا را تا شكافته شود و راه در او پيدا گردد و يبس مصدر است كه موصوف به واقع شده يق (يبس يبسا و يبسا كسقم سقما و سقما) و از اينجهة است كه مؤنث باو موصوف ميشود چون شاتنا يبس و ناقتنا يبس اذا جف لبنهما و قوله لا تَخافُ حالست از ضمير فاضرب يعنى راهى براى ايشان پيدا كن در حالتى كه نترسى دَرَكاً دريافتن دشمن يعنى ايمن باش كه فرعونيان شما را درنيابند وَ لا تَخْشى و در حالتى كه نترسى از غرقشدن چه همه شما را بسلامت بگذرانيم درك و درك هر دو اسم ادراكند و چون موسى بامر الهى بنى اسرائيل را كه هفتاد هزار بودند از مصر بيرون برد ديگر روز قبطيان خبردار شدند و بجهة آنكه در خانه هر يك از ايشان مصيبتى عظيم افتاده بود چنان كه در سوره اعراف گذشت به آن مشغول بودند و نتوانستند كه آن روز از پى بنى اسرائيل بروند روز ديگر فرعون بفرمود تا شش صد هزار مرد جمع شدند و بروايتى مقدمه لشگر او اين عدد بود فَأَتْبَعَهُمْ پس از پى در آمدند بنى اسرائيل را فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فرعون با لشگريان خود نزد بعضى باء تعديه است و معنى آنكه فرعون از پى بنى اسرائيل درآورد لشگريان خود را و يا فعل متعدى به نفسه است و مفعول دويم آن محذوف يعنى از پى ايشان درآورد فرعون نفس خود را با لشگر خود بنا بر معنى اول اتبع بمعنى (اتبع است) القصه چون بكنار دريا رسيدند موسى (ع) با قوم خود از آن گذشته بودند فرعونيان نيز در آن راه كه ايشان رفته بودند درآمدند و آن دوازده راه بود كه موسى (ع) عصا بر دريا زده بود و بقدرت الهى آن راهها پيدا شده و چون ميان دريا رسيدند فَغَشِيَهُمْ پس فرو گرفت ايشان را مِنَ الْيَمِ از درياى عميق ما غَشِيَهُمْ آنچه فرو گرفت ايشان را ابهام براى تفخيم مسند اليه است يعنى آن چنان موجى دريافت ايشان را كه هيچكس بكنه آن نرسيد تا لفظى بازاء