تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٩ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
الْمُنْذِرِينَ از بيمكنندگان مر خلق را از آنچه مؤدى شود بعذاب از فعل و ترك هم چنان كه بر امم سابقه واقع شد و در انوار التنزيل آورده كه ذكر اين كلام براى تقرير است بر حقيقت قصص مذكوره و تنبيه بر اعجاز قرآن و نبوت محمد (ص) چه اخبار اين قصص از كسى كه متعلم بآن نيست نميباشد مگر بوحى از حق تعالى و اگر مراد به قلب روح است پس خفايى در معنى آيه نيست و اگر مراد بآن عضو مخصوص است پس بجهت آنست كه معانى روحانيه اول نازل ميشود بروح بعد از آن بقلب انتقال مييابد بجهة تعلق تمام ميان روح و قلب زيرا كه قلب معدن آنست و بعد از آن از قلب بدماغ متصاعد ميشود و لوح متخيله بآن منتقش ميگردد و ميگويند ذكر قلب بجهت آنست كه چون آن حضرت خواننده نبود جبرئيل كه تلاوة آن ميفرمود آن حضرت بدل مبارك آن را ياد ميگرفت و على بن ابراهيم در تفسير خود نقلكرده از صادق كه مراد از تنزيل در اينجا ولايت و امامت امير المؤمنين (ع) است در غدير خم و از روح امين جبرئيل بجهت آنكه امين خدا است بر وحى او و يا زنده است دين او و يا آنكه باو ارواح زنده شدگانند بجهت آنكه منزل بركاتست از جانب حق تعالى بر قلوب و يا آنكه جسم او روحانيست و قوله بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ متعلق است به نزل يعنى فرو فرستاديم قرآن را بر دل تو بزبان عربى هويدا و واضح المعنى تا قريش نگويند كه ما سخن ترا فهم نميكنيم و نميدانيم كه چه مىگويى و لهذا هر پيغمبر بزبان قوم خود تبليغ رسالت ميكرد و ميتواند بود كه متعلق بمنذرين باشد يعنى تا باشى از آن كسانى كه بيم كننده بودند بزبان عربى كه روشن است و ظاهر الدلالت و پيغمبرانى كه قبل از حضرت رسالت (ص) بلغت عرب منذر بودند چهارند هود و صالح و اسمعيل و شعيب (ع) وَ إِنَّهُ و بدرستى كه ذكر قرآن و صفت آن يا معنى آن يا ذكر پيغمبر (ص) يعنى نعت او با آنچه بآن دعوت ميفرمايد از توحيد و عدل و بعث و نشور و اقاصيص انبياء مكتوبست لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ در كتب پيشينيان پس حق و صدق باشد در بعضى از تفاسير آورده كه مشركان عرب در بعضى از امور خود كه مشكل بودى مشورت باحبار بنى اسرائيل كردندى و سخن ايشان را كه در آن باب گفتندى قبول كرده حجت دانستندى حق سبحانه بر سبيل تقرير فرمود أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيا نيست مر مشركان قريش را آيَةً نشانه بر صحت قرآن يا نبوت پيغمبر (ص) و يا اقاصيص مذكوره و ساير آنچه مردمان را بآن دعوت ميفرمايد أَنْ يَعْلَمَهُ آنكه ميدانند قرآن را بنعت و يا پيغمبران را بصفت عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ دانايان بنى اسرائيل كه بر كتب سالفه گذشتهاند و شهادت مردم دانا بر چيزى موجب تيقن و تحقق آنست