تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥ - سوره طه(٢٠) آيات ١١٠ تا ١١٩
سازند و در مقام طاعت و عبادت راسخ شوند و اگر چنين نكنند پس لا اقل از آن عبرت گرفته خائف گردند و در كسب خطيئات و معاصي متوافى شوند و فتورى در عصيان و طغيان ايشان پيدا شود فَتَعالَى اللَّهُ پس بلند است خداى و مرتفع از صفات مخلوقات و چون ذات و صفات او از مماثلت مخلوقات متعاليست پس قرآن كه كلام او است مماثل كلام ممكنات نباشد يا بزرگست از الحاد ملحدان يا پاك از قول مشركان و بر هر تقدير مراد آنست كه هيچكس در ذات و صفات مشابه او نيست چه او اقدر و اعلم است از هر قادرى و عالمى و هر قادر و عالم كه سواى او است محتاجست باو و او غنى مطلقست و ديگر آنكه هر قادرى و عالمى غير از او قادر است بر بعضى و عاجز از بعضى ديگر و عالم بر بعضى ديگر و جاهل از بعضى ديگر بخلاف او سبحانه كه قادر و عالم بالذات است و عالم بجميع معلومات و قادر بر جميع مقدورات (و على هذا القياس بواقى صفاته العلى) الْمَلِكُ پادشاه دنيا و آخرت كه نافذ است امر و نهى او بر همه چيز پس حقيق است بآنكه اميدوار باشند بوعد او و بترسند از وعيد او الْحَقُ ثابت در ذات و صفات خود و يا حق است لذاته در ملكوت خود و يا ثابتست مر او را جميع ملكوت آسمان و زمين چه هر پادشاهى غير از او مالك بعضى اشيا است و او نيز در معرض فنا و زوالست آوردهاند كه چون جبرئيل بوحى نازل شدى و آيتى از قرآن بر حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله خواندى آن حضرت قبل از اتمام آن بجهت آنكه مبادا چيزى از آن فوت كند يا فراموش نمايد با جبرئيل قرائت كردى آيه آمد كه وَ لا تَعْجَلْ و شتاب مكن بِالْقُرْآنِ بقرائت قرآن مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ پيش از آنكه ادا كرده شود بسوى تو وَحْيُهُ وحى آن پس اين نهيست از استعجال در تلقى وحى از جبرئيل و مساوقت با او در قرائت تا آنكه وحى تمام شود و اين نهى بعد از ذكر انزال اين آيه است بر سبيل استطراد پس آيه مستلزم آن باشد كه تلقى و مساوقت قبل از نزول اين منهى باشد و نافى عصمت او مثل اينست كريمه لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ و اين قول ابن عباس و حسن و جبائيست يا آيه و سوره مجمله كه بر تو نازل شده بر اصحاب خود مخوان و بر ايشان املا مكن تا بيان آن بر تو فرود آيد و معانى آن بر تو مبين شود و اين قول مجاهد و قتاده و عطيه و ابى مسلم است يا سؤال انزال قرآن مكن قبول از آنكه وحى بتو آيد چه حق سبحانه بحسب مصلحت زمان انزال آن ميكند و اينمعنى از ماوردى منقولست و در زاد المسير از حسن بصرى نقل كرده كه مردى زن خود را طپانچه زد و او پيش حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آمده قصاص طلبيد آن حضرت خواست كه بقصاص حكم كند اين آيه فرود آمد و حضرت در آن توقف فرمود تا آيه الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ نازل شد پس بنا بر اينمعنى