تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٧ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ١٠٠ تا ١١٢
كقوله تعالى وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ بلكه معظم رحمة او بر اهل كفرانست كه تعريض ايمان و ثواب داديم بر ايشان نموده و صراط مستقيم كه موصل است بثواب عظيم و منقذ ايشان از عذاب اليم و عقاب جحيم بر ايشان عرض فرموده اگر چه بآن متهدى نشدهاند هم چنان كه اگر كسى طعام كثيريرا حاضر سازد نزد جمعى كه گرسنه باشند بعضى از ايشان آن را بخورند و بعضى ديگر از ايشان امتناع نمايند و نخورند او را منعم ميگويند و آن جماعت را منعم عليه با آن كه بعضى از ايشان آن را نخوردهاند و مانند شخصى كه چشمه عظيمى را جارى سازد و صلاى عام در دهد كه هر كه هست بيايد و از اين آب بخورد و مواشى و مزارع و اشجار خود را آب دهد بعضى از آن محظوظ گردند و بعضى بجهة تقصير خود از آن نفع نبرند پس هم چنان كه طعام مفروض و عين منفجره فى نفسها نعمة عامهاند بر فريقين مذكورين و لكن مقصر بر خود ظلم نموده و بجهة كسلان خود از آن نفع محروم مانده همچنين كفار بجهة تقصير خود از نعمة هداية محروم گشته در وادى ضلالة بجوع و عطش حرمان از خوان هداية و آب زلال رحمة هلاك گشتند و در آيه دلالتست بر بطلان قول مجبره در اينكه خداى را بر كافر نعمتى نيست چه حق سبحانه بيان فرموده كه در ارسال محمد (ص) نعمت عظيمست بر جميع عالميان كه از آن جمله آدميانند كه او را بر ايشان مبعوث كردم و در حديث صحيح آمده كه چون آيه نازل شد رسول جبرئيل را گفت كه
هل اصابك من هذه الرحمة شيئى
گفت
نعم انى كنت اخشى عاقبة الامر فامنت بك لما اثنى اللَّه على بقوله ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ
الايه آرى من از عاقبة امر خود ميترسيدم پس بميمنت تو امنيت يافتم زيرا كه او سبحانه ثناى من نمود در آيه ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ الاية و در كشف الاسرار آورده كه از جمله رحمة حضرت رسالت آنست كه امت را در هيچ مقام فراموش نكرد اگر در مكه معظمه بود اگر در مدينه مشرفه اگر در مسجد مكرم بود اگر در حجره طاهره و همچنين چون بر ذروه عرش و مقام قاب و قوسين بر آمد ايشان را ياد كرد و فرمود
السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين
و فردا نيز در مقام محمود بساط شفاعت گسترده گويد امتى امتى تا همه را شفاعت كند و از مواضع مهلكه رهاينده در جنة عدن درآورد قُلْ بگوى اى محمد (ص) كافران را كه إِنَّما يُوحى إِلَيَ جز اين نيست كه وحى فرستاده ميشود بسوى أَنَّما إِلهُكُمْ آنكه جز آن نيست كه خداى تعالى إِلهٌ واحِدٌ خداى يگانه است و يكتا فَهَلْ أَنْتُمْ پس آيا هستيد شما مُسْلِمُونَ گردن نهادگان مر مقتضاى وحى را كه مصدق است بحجة بينه و باخلاص عبادت كنندگان مرا و سبحانه را بدانكه چون مقصد اصلى از بعثت حضرت رسالت (ص) مقصود بود بر توحيد پس قصر اول از براى قصر حكم است بر شيء و ثانى بر عكس چون انما زيد قائم و انما يقوم زيد كه اول بمعنى (لا يفعل سوى القيام) است