تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦١ - سوره الحج(٢٢) آيات ٤٠ تا ٤٩
تكذيب كرده شد موسى يعنى قبطيان او تكذيب كردند نه قوم او كه بنى اسرائيل بودند و تغيير نظم و ايراد فعل مجهول جهة تست كه قوم موسى بنى اسرائيل بودند و ايشان مصدق او بودند نه مكذب بلكه مكذبان او قبطيان بودند و ديگر بجهت اشعار است بآنكه تكذيب او اشنع بود بجهت آنكه آيات و معجزات او اعظم و اشنع بود فكانه قيل (بعد ما ذكر تكذيب كل قوم رسولهم و كذب موسى ايضا مع وضوح آياته و عظم معجزاته فما ظنك بغيره) فَأَمْلَيْتُ پس مهلت داديم لِلْكافِرِينَ مر ناگرويدگان را تا وقتى كه اجال مقدره ايشان در آيد يعنى تعجيل عقوبت ايشان نكردم تا حجت بر ايشان مؤكد گردد ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ پس بگرفتم ايشان را بعذاب طوفان و ريح صرصر و صيحه و لشگر بعوضه و خسف و حجاره و عذاب يوم الظلة و غرق فَكَيْفَ كانَ پس چگونه بود نَكِيرِ ناپسنديدند من ايشان را استفهام بر سبيل تقرير است و نكير بمعنى انكار چون نذير بمعنى انذار يعنى بجهت شدت انكار من بر فعل قبيح ايشان بوسيله انواع عقوبت شديده مذكوره نعمت را به نقمت بدل ساختم و حيات را بهلاكت و عمارت را بخرابى بعد از آن در كيفيت عقوبت مكذبان ميفرمايد فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ بسا از ديه و شهر كه ما أَهْلَكْناها هلاك كرديم آن را با هلاك اهل آن وَ هِيَ و حال آنكه ديه يعنى مردمان آن ظالِمَةٌ ستمكاران بودند بر خود يعنى مشرك و كافر فَهِيَ پس آن ديه خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها افتاده است بر سقفهاى خود يعنى اول سقفهاى ابنيه آن بيفتاد و بعد از آن ديوارهاى آن بر بالاى آن فرود آمد بدانكه هر شيئى مرتفع كه سايه بر چيزى افكند از سقف و بيت و خيمه و ظله و كرم آن را عرش ميگويند و خاوى بمعنى ساقط است ماخوذ از (خوى النجم اذا سقط) و گويند خاوى بمعنى خاليست مشتق از (خوى المنزل اذا خلا من اهله و خوى بطن الحامل و على عروشها) خالى از آن نيست كه متعلقست به خاويه پس معنى اينست كه (انها ساقطة على عروشها) يعنى افتاده است سقوف آن بر زمين و بعد از آن حيطان آن منهدم گشته بر بالاى آن سقوف افتاده يا معنى اينكه انها خالية مع بقاء عروشها يعنى آن ديه خالى گشته از مردمان با بقاى سقوف و سلامتى آن يا خبر بعد از خبر است كانه قيل (هى خالية و هى على عروشها) يعنى آن ديه خاليست از مردمان و فانى نيست و مشرف بر سقوط خود به اين معنى كه سقوف بر ارض ساقط شده و حيطان آن مشرف بر آن سقوف ساقط است و محل اعراب هى ظالمة نصب است بر حاليت و هى خاوية محلى از اعراب ندارد زيرا كه آن معطوفست بر