تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٨ - سوره الحج(٢٢) آيات ١٠ تا ١٩
چيزها توانا است از امامت و احيا و غير آن از مقدورات چه قدرت او از صفات ذاتيه است و نسبت بجميع ممكنات على السويه و چون مشاهده دالست بر قدرت او بر احياى بعضى از اموات پس لازم آيد اقتدار او بر احياى همه اموات وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ و بسبب آنست كه قيامت آينده است يعنى تا بآن دلايل عالم شوند بوقوع قيامت لا رَيْبَ فِيها كه هيچ شكى نيست در آمدن آنچه تعبير از مقدمات انصرامست و طلايع آن وَ أَنَّ اللَّهَ و براى آنكه بدانند كه خدا يَبْعَثُ برانگيزاند مَنْ فِي الْقُبُورِ كسانى را كه در گورهايند براى جزاى كردارها بمقتضاى وعده خود كه قابل خلف نيست و لا محالة وفا بآن خواهد نمود وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان مَنْ يُجادِلُ كسى هست كه از روى عناد جدال ميكند فِي اللَّهِ در كلام خدا يا در توحيد و قدرت او مراد ابو جهلست نزد ابن عباس يا ابى يا نصر بن حارث و بنا بر اين تكرار از براى تاكيد است يا مراد از اول رؤساى كفارند و از ثانى تبعه ايشان و ساير مقلدان كه هر يك از ايشان طرح جدال مى افكنند بِغَيْرِ عِلْمٍ بيدانشى وَ لا هُدىً و بى دليلى كه راه نمايد بمقصد وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ و بى كتاب روشن كه بدان صواب از خطا ممتاز گردد و ميتواند بود كه غرض از تكرار دلالت باشد بر آنكه آن مجادل را هيچ سندى نيست بر مدعاى خود از علم و استدلال و وحى بلكه جدال او محض تقليد و تقليد محض است و مراد بعلم علم ضروريست تا صحيح باشد عطف هدى و كتاب بر او و قوله ثانِيَ عِطْفِهِ حالست از ضمير يُجادِلُ يعنى جدال ميكند در حالتى كه پيچنده جانب دوش و گردن خود است عطف موضعيست كه انسان منعطف و ملتوى ميگرداند از سر و گردن و دوش و تنى عطف كناية است از تكبر مانند لى جيد و و تصيير خدا چه متكبر دامن از همه چيز درمىچيند و گردن و روى خود را از هر چيز منحرف مىسازد و قتاده و مجاهد گويند مراد از آن اعراض است از حق بجهت استخفاف و بر هر تقدير معنى آنست كه اين مقلد جدال ميكند در حالتى كه متجبر است يا معرض از حق لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ تا گمراه گرداند مردمان را از راه خدا يعنى از فرمان بردارى او لَهُ فِي الدُّنْيا مر او راست در دنيا خِزْيٌ رسوايى بقتل در روز بدر و فضيحت و نكوهش بر السنه اهل ايمان وَ نُذِيقُهُ و بچشانيم او را يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز عَذابَ الْحَرِيقِ از عذاب آتش سوزان و او را گوئيم در روز قيامت
ذلِكَ اين خزى و عذاب بِما قَدَّمَتْ يَداكَ بسبب آن چيزيست كه از پيش فرستاده هر دو دستهاى تو يعنى كسب كرده از كفر