تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٨ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
حقتعالى عباد را بآن امر فرموده و بدان خوانده وَ اجْعَلْ لِي و بگردان از براى من لِسانَ صِدْقٍ زبان راست يعنى ثناى نيكو فِي الْآخِرِينَ در ميان پس آمدگان يعنى ثنا و نيك نامى و آوازه مرا جارى كن و زبان كسانى كه از پس من آيند بر وجهى كه اثر آن در دنيا تا بروز قيامت بماند و ايندعا بعز اجابت رسيده جميع امم از مجوس و يهود و نصارى و اهل اسلام ثناى خليل الرحمن ميگويند و محبت او را دارند و گفتهاند كه مراد وى بلسان صدق محمد صادقست از ذريه او كه مجدد اصل دين او باشد و مردمان را بر آن خواند پس معنى آنست كه ظاهر كن براى تجديد اصل دين من كه توحيد است و آنچه از لوازم آنست راست گويى در آخرين امتان كه آن حضرت خاتمية (ص) است وَ اجْعَلْنِي و گردان مرا مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ از وارثان بهشت پر نعمت در آخرت يعنى مرا داخل كسانى گردان كه در منازل بهشت جاى كنند و معنى وراثة در سوره سابقه مرقوم شده وَ اغْفِرْ لِأَبِي و بيامرز مر پدرم را مراد عم او است و حقيقت معنى آنست كه او را توفيق ايمان ده و هدايت بخش تا آمرزيده شود إِنَّهُ كانَ بدرستى كه او هست مِنَ الضَّالِّينَ از گمراهان يعنى از طريق حق منحرفست و غافل از جاده صواب و در مجمع آورده كه وصف او بضال مشعر است بر آنكه عم او از روى جهل كافر بود نه بر سبيل عناد و جحود و وجوه استغفار ابراهيم براى عم خود در سورة التوبة بشرحى مبسوط بقلم بيان درآمده و اينجا اكتفاء بيكوجه نموده ميشود و آن اينست كه طلب مغفرت براى او بجهت آن بود كه وى وعده ايمان داده بود مر او را كقوله تعالى وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ الايه پس ابراهيم بجهت اينطمع و اميدوارى براى وى استغفار خواست و اگر ايندعا بعد از موت عم او باشد پس ميشايد كه استغفار بجهت ظن او بوده باشد به اينكه وى ايمان آورده اما در اخفاى آن كوشيده و تقيه نموده بجهت خوف از نمرود و بجهت اين او را وعده استغفار داده كما قال سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي و ميتواند بود كه هنوز ابراهيم در اينوقت ممنوع نبوده نباشد از استغفار بر اكفار وَ لا تُخْزِنِي و رسوا مساز و خوار مگردان مرا بجهت معاتبه بر ترك اولى و نقض رتبه من از رتبه بعضى وراث بجهت آن يَوْمَ يُبْعَثُونَ در روزى كه برانگيخته شوند مردمان ذكر ضمير بدون مرجع بجهت معلوميت آنست و ميتواند بود كه راجع بضالين باشد يعنى در روزى كه مبعوث شوند گمراهان در مجمع آورده كه ايندعاى وى نيز بر وجه انقطاع بود از روى هضم نفس و براى تعليم امتان و اگر نه شبهه نيست در اينكه انبيا بجهت عصمت از خزى آن روز مبرا خواهند و از فضيحت آن مصون