تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٣ - سوره الحج(٢٢) آيات ١٠ تا ١٩
نمايد هر كه را مهتدى شود بهدايت بوسيله نظر در دلايل و حجج بينه نه اهل عناد و انكار و جحود و استكبار و ميتواند بود كه ان اللَّه كه بتقدير لام است خبر مبتداى محذوف باشد نه معطوف بر محذوف و تقدير اينكه لان اللَّه يهدى من يريد انزال القرآن مبينا يعنى بجهة آنكه خدا راه نمايد هر كه را خواهد قرآن را مبين و واضح الدلالة انزال فرمود إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا بدرستى كه آنان كه گرويدهاند بخدا و رسول وَ الَّذِينَ هادُوا و آنان كه يهود شدند وَ الصَّابِئِينَ و كفارى كه از دينى بدينى ديگر از ملل كفر نقل كنند يا ستاره پرستان وَ النَّصارى و ترسايان وَ الْمَجُوسَ و گبران وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا و آنان كه شرك آوردند يعنى عبده اصنام إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ بتحقيق كه خداى تعالى جدايى ميكند ميان ايشان يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز بحكم محكم و قضاى مبرم تا محق از مبطل متميز گردد محقان را بعلامت سفيد رويى و مبطلان را بعلامت سياه رويى و يا بنوع جزا و مكافات ايشان را ممتاز گردانند يعنى هر كدام را بر وجهى كه لايق او باشد مجازات نمايد و در موضعى كه معد و مهيا و فراخور او است فرود آورد پس مراد بمعنى اول امتياز محق است از ساير مبطلان و بمعنى ثانى امتياز هر فرقه از يكديگر و ادخال آن بر هر يك از طرفين جمله بجهة مزية تاكيد است إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ بهمه چيزها گواه است و از حال همه آگاه پس همه را بر وفق اعتقاد جزا خواهد داد در روز ميعاد و وجه تسميه صابى و نصارى و مجوس در اوايل تفسير تقرير پذيرفته از مجاهد منقولست كه در آيه اهل ملت بر پنج قسماند اربعة للشيطان و واحد للرحمن يكى از آنها كه اهل ايماناند و تابع رحماناند ناجى دنيا و آخرتند و باقى فرق شيطان و هالك ابدىاند و بحقيقت صابى از آن چهار قسم ديگر خارج نيست چه يا يهود است كه منتقل بدين نصارى يا مجوس يا مشرك شدهاند و يا بعكس أَ لَمْ تَرَ آيا نمىبينى مخاطب حضرت رسالت است (ص) و مراد از آن امةاند و روية بمعنى علم يعنى اى اهل تكليف نميدانيد أَنَّ اللَّهَ آن را كه خداى يَسْجُدُ لَهُ سجده ميكنند او را مَنْ فِي السَّماواتِ هر كه در آسمانها است از اصناف ملائكه بطوع و رغبت وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ و هر كه در زمين است از مؤمنان جن و انس از روى عبادت و طاعت وَ الشَّمْسُ و سجده ميكند آفتاب مر او را بطلوع و غروب كه متضمن خضوع و مذلت او است در انقياد كه آن مدلول عليه سجود است و على هذا المعنى قوله وَ الْقَمَرُ و سجده ميكند ماه بشروق و افول