تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٣ - سوره النمل(٢٧) آيات ١ تا ٩
كعب از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده است كه هر كه او سوره طس بخواند حقتعالى براى او ده حسنه بنويسد بعدد هر كه تصديق سليمان و هود و شعيب و صالح و ابراهيم كرده و هر كه تكذيب ايشان كرده و چون روز قيامت از قبر برخيزد گويد لا اله الا اللَّه و بدانكه چون حقتعالى ختم سوره شعراء كرد بذكر قرآن در اين سوره نيز افتتاح به ذكر آن كرده و فرموده كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ طس در لباب التفسير از اخفش نقل ميكند كه حروف مقطعه براى ابتداء كلام و انتهاء كلام است پس دلالت آن بر افتتاح و اختتام سخن باشد چنانچه اينجا طس ختم سوره شعرا و فتح سوره نمل است يا طا اشاره است بطهارت قدس الهى و سين بسناى عزت نامتناهى و يا بطلب روندگان راه و سلامت قلوب ايشان از ما سوى اللَّه و يا طا از لطيف است و سين از سميع و يا بطهارت و سر محبت و ابن عباس فرموده كه اين ناميست از نامهاى خدا كه باين قسم ياد نموده به اينكه تِلْكَ اين آيتهاى سوره آياتُ الْقُرْآنِ آيتهاى قرآن است وَ كِتابٍ مُبِينٍ و آيتهاى كتاب روشن كننده و اين كتاب يا لوح است و ابانت آن باينست كه در او مكتوبست آنچه كائن است پس او بيان ميكند مر ناظر خود را از ملائكه آنچه واقعست از مكنونات و تاخير آن از قرآن باعتبار تعلق علم است بآن و تقديم آن در سوره الحجر بر آن باعتبار وجود و يا قرآن است و ابانت آن بجهت آن چيزيست كه مودعست در آن از حكم و احكام و يا بجهت ظهور صحت آن باعجاز و ح عطف كتاب بر قرآن عطف احد صفتين است بر ديگرى پس قرآن بجهت آن گفت كه قرائت ميكنند و كتابت باعتبار آنكه مينويسند نحو قولك (هذا فعل السخى و الجواد و الكريم) و تنكير كتاب بجهت آنست كه تا ابهام آن دلالت بر تعظيم و تفخيم آن كند كقوله تعالى فى مقعد صدق عند مليك مقتدر و اضافه آيات بقرآن و كتاب مبين نيز بر سبيل تفخيم و تعظيم است زيرا كه مضاف بعظيم موجب عظمة آنست باضافه مانند عبد اللَّه و عبد الرحمن و هر يك از هدى و بشرى كه در قول او سبحانه است هُدىً وَ بُشْرى حالست از آيات و عامل در اين معنى اشاره است يعنى اين آيتهاى قرآن و كتاب مبين است در حالتى كه راه نمايند است بصراط مستقيم و منهج قويم كه موصلست بجنت نعيم در حالتى كه مژده دهنده است لِلْمُؤْمِنِينَ مر گروندگان را بسعادت كبرى كه جنات على است و يا مرفوع المحلست بآنكه بدل آيات باشد يا خبر بعد از خبر و يا خبر مبتداى محذوف اى هى هدى و بر هر تقدير هر دو مصدرند بمعنى فاعل كه آن هادى و مبشر است و عدم اكتفاء به