تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٩ - سوره النور(٢٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
است بجهة اينكه ناچار است مماليك را در اين اوقات از مخالطه باموالى بجهة خدمة و استخدام پس در اينهنگام استيذان مستلزم حرج است و طوافون خبر مبتداى محذوفست اى هم طوافون و عدم اكتفاء بآن و ذكر بعضكم على بعض بعد از آن بجهة آنست كه احد فريقين از مماليك و موالى اولى بطواف نيستند بدون ديگر بلكه طواف شامل هر دو فريق است موالى بجهة طلب خدمت و مماليك بجهة طلب استخدام چه خادم هر گاه از نظر مخدوم غايب شود و مخدوم محتاج او باشد ناچار طواف او خواهد كرد و طلب او خواهد نمود و همچنين است حكم اطفال براى تربيت پس بَعْضُكُمْ بدل طوافون باشد مبدل منه در حكم طرح نه آنكه طوافون مرفوع باشد بابتداء و خبر او على بعض هم چنان كه زعم بعضى است انتهى كلامه و بدانكه نزد بعضى حكم اين آيه منسوخ است و بقول جمعى محكم و صحيح قول ثانيست و ابن جبير را پرسيدند كه بعضى مردم در نسخ اين آيه سخن ميگويند جواب داد لا و اللَّه ما هى منسوخة لكن الناس تهاونوا بها بخدا سوگند كه منسوخ نيست اما مردم در اين تهاون ميورزند و شعبى را گفتند كه مردمان باين آيه عمل نميكنند گفت اللَّه المستعان و در انوار گفته كه آيه ليس عليكم الا آخرها منافى آيه استيذان نيست كه در اوايل سوره مذكور است تا ناسخ آن باشد زيرا كه اين در باب صبى است و مماليك و آيه استيذان در احرار بلغ وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ و چون برسند طفلان در حالتى كه ز شما باشند يعنى آزاد الْحُلُمَ يعنى بخوابديدن يعنى محتلم شوند مراد آنست كه بالغ شوند و احتلام روشنترين دليل است بر بلوغ فَلْيَسْتَأْذِنُوا پس بايد كه طلب دستورى كنند در همه اوقات از شما كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ هم چنان كه دستورى مىطلبند آنان كه بالغ شدند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان يعنى ايشان حكم ساير مردمان بالغ دارند در استيذان پس بايد كه بالغ طلب اذن كند در همه اوقات و طفل و مملوك اذن طلبند در عورات ثلثه و سعيد بن مسيب گفته كه مراد آنست كه بايد غلام بالغ اذن طلبد از مولاة خود چه آيه در اين بابست كَذلِكَ هم چنان كه بيان كرده شده اين حكم يُبَيِّنُ اللَّهُ مبين و روشن گرداند خدا لَكُمْ آياتِهِ براى شما آيتهاى خود را وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خدا داناست بر احوال شما حَكِيمٌ حكم كننده در تعيين اوضاع شريعة پس آنچه كند و فرمايد از سر علم و حكمت باشد و تكرار اين كلام در آخر اين دو آيه متعاقب جهة مبالغه و تاكيد است در امر باستيذان و در كنز مذكور است كه منكم در موضع نصب است بر حالية اى كائنين منكم و خطاب براى احرار است زيرا كه بلوغ احرار موجب رفع حكم مذكور است در تخصيص استيذان باوقات ثلثه اما بلوغ رقا پس حكم باقيست هم چنان كه