تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٥ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٤٠ تا ٤٩
آخر كسى كه بيرون رود شما باشيد مراد آنست كه شما هميشه جليس و انيس من باشيد و معرز و مكرم نزديك من و بدانكه چون إِنَّ لَنا لَأَجْراً در معنى جزاى شرطست بجهت دلالت آن بر جزا وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ معطوف بر آن و داخل در حكم آن پس اذن داخل باشد در مكان خود كه مقتضى جواب و جزا است القصه سحره به اين وعده مستظهر گشته اسباب و ادوات جادوى خود را در ميان معينى آوردند و بوقت معلوم و موعود در برابر موسى صف كشيدند و گفتند اى موسى تو اول ميافكنى جادوى خود را يا ما بيفكنيم قالَ لَهُمْ مُوسى گفت مر ايشان را موسى كه أَلْقُوا بيفكنيد ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ آنچه شما افكندگانيد مراد موسى به اين قول امر ايشان نبود بسحر و تمويه بلكه اذن بود در تقديم آنچه ايشان فاعل آن بودند لا محاله بجهت توسل آن براى اظهار حق پس غرض از اين تحديست و چون موسى ايشان را رخصت القا داد فَأَلْقَوْا پس بيفكندند حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ رسنها و عصاهايى كه مجوف كرده بودند و پر از سيماب ساخته و آن هفتاد هزار رسن و هفتاد هزار عصا بود وَ قالُوا و گفتند پس از آنكه رسنها و عصاها بحرارت آفتاب در حركت آمد و از مردمان غريو و غوغا برخواست بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ سوگند ببزرگى و قوت و غالبيت فرعون كه در علو منزلت است إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ بدرستى كه ما غلبه كنندگانيم بر موسى و هارون يعنى البته بر ايشان غالب شويم و اقسام سحره بعزت فرعون بر آنكه غلبيت مر ايشان را باشد بجهت فرط اعتقاد ايشان بود بسحر خود و اتيان ايشان به اقصاى آنچه ممكن باشد از سحر فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ پس بيفكند موسى عليه السلام بامر الهى عصاى خود را فى الحال اژدها گشت فَإِذا هِيَ پس آنجا عصاى اژدها شده تَلْقَفُ فرو ميبرد ما يَأْفِكُونَ آنچه قلب ميكردند آن را از وجه و حقيقت خود بصورت ديگر بسبب سحر و كيد خود يعنى آنچه تنويه و تزوير ميكردند و بصورت مار بمردم مينمودند و ميتواند بود كه ما مصدريه باشد يعنى فرو ميبرد اژدها افك ايشان را و بنا بر اين تسميه مأفوك بإفك جهت مبالغه باشد چون سحره اينحال را مشاهده كردند دانستند كه انقلاب عصا بثعبان از جنس سحر نيست چه ايشان اسرار و دقايق سحر را نيكو دانسته بودند و يقين كردند كه اين فوق قدرت بشريه است و از نزد حق تعالى صدور يافته فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ پس بر روى درافكنده شدند ساحران ساجِدِينَ در حالتى كه سجده كنندگان بودند در اين دليل است بر آنكه منتهى سحر تمويه و تزوير است و او را حقيقتى نيست و بر آنكه تبحر در هر