تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٦ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٢٠ تا ٢٩
در (لا يسبقونه بالقول لا يسبق قولهم) قوله است و نكته در نسبت دادن سبق باو سبحانه و ملائكه و قول را محل و ادات آن گردانيدن تنبيه است بر استهجان منفى كه معرض به باشد مر كسانى را كه گفتهاند بر او سبحانه آنچه او نگفته و مراد بقوله بالقول بقولهم است و ترك اضافه و تعويض لام بعوض آن بجهت اختصار است كه موجب تجافيست از تكرير ضمير يَعْلَمُ ميداند خداى تعالى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ آنچه پيش ايشانست وَ ما خَلْفَهُمْ و آنچه از پس ايشانست يعنى آنچه فرشتگان مقدم و مؤخر داشتهاند از اعمال و اقوال بر او پوشيده نيست اين كلام بمشابه علت ما قبل است و تمهيد ما بعد چه ملائكه بجهت احاطه او سبحانه باحوال سابق و لاحق ايشان ضابط انفس خودند و مراقب احوال خود وَ لا يَشْفَعُونَ و در خواست نميكنند إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى مگر كسى را كه خدا بهپسندد كه در حق وى شفاعت كنند و آن كسيست كه بوحدانيت او اعتراف كند چنان كه ابن عباس فرموده كه شفاعت نكنند مگر كسى را كه بگويد (لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه) بدانكه اصحاب وعيد را در اين آيه دليلى نيست بر آنكه اهل كباير را شفاعت نباشد براى آنكه رضا مطلقست و مقيد بچيزى نيست پس شايد كه بعضى از اعمال صاحب كبيره پسنديده خدا باشد و بسبب آن اعمال حسنه مرضيه قلم عفو بر سر كبيره او كشد و از آن شفاعت او را ارزانى فرمايد و نيز در صفت ملائكه ميفرمايد كه وَ هُمْ و ايشان يعنى فرشتگان با وجود قرب منزلت و مزيت مكرمت و عدم قصور فتور در طاعت مِنْ خَشْيَتِهِ از ترس عذاب و عقوبت او سبحانه مُشْفِقُونَ ترسانند از آنكه مبادا تقصيرى در عبادت ايشان واقع شود و يا از مهابت و عظمت او لرزانند و بجهت آن هرگز قصد خطيئت نميكنند چه جاى آنكه آن را بفعل آرند اصل خشيت خوفيست با تعظيم و لهذا مخصوص شده بعلماء و اشفاق خوفيست با اعتنا پس اگر متعدى نيز باشد به من معنى خوف در او اظهر خواهد بود و اگر به على متعدى شود بعكس از حضرت رسالت (ص) منقولست كه
رايت جبرئيل ليلة المعراج ساقطا كالحلس من خشية اللَّه عز و جل
يعنى ديدم جبرئيل را در شب معراج كه مانند كليم منبسط افتاده بود بجهت خوف و خشيت حضرت عزت و امير المؤمنين (ع) در صفت خشيت ملائكه فرموده كه
منهم سجود لا يركعون و منهم ركوع لا ينتصبون و صافون لا يتزايلون و مسبحون لا يسامون لا يغشاهم نوم العيون و لا سهو العقول و لا فترة الأبدان و لا غفلة النسيان و منهم امنا على وحيه السنة على رسله و مختلفون بقضائه و امره و منهم الثابتة فى الارضين و هم السفلى اقدامهم و المارقة من السماء العليا اعناقهم و الخارجة من الاقطار اركانهم المناسبة لقوايم العرش اكنافهم ناكسة