تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٥ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٩٠ تا ٩٩
بحضرت احديت و يا تنبيه بر آنكه شومى ظلم گاه است كه به بىگناهان نيز ميرسد كقوله تعالى وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً و تكرير ندا و تصدير هر يك از شرط و جزا بآن جهت فضل تضرع و مزيت استجار است و وضع ظاهر در موضع ضمير كه فيهم است بجهت تصريح است بسبب نزول عذاب و استحقاق عقاب از حسن مرويست كه حقتعالى رسول خود را خبر داده بود كه عذاب بر كفار قريش نازل خواهد ساخت و او را اخبار نفرموده بود كه وقوع آن در حين حيات او خواهد بود يا بعد از موت پس بجهت اين رسول را امر فرمود باين دعا تا اگر در حال حيات او باشد وى در ميان ايشان نباشد وَ إِنَّا و بدرستى كه ما كه خداونديم عَلى أَنْ نُرِيَكَ بر آنكه بنمائيم بتو ما نَعِدُهُمْ آنچه وعده ميدهيم ايشان را از عقوبت لَقادِرُونَ هر آينه تواناييم اما تاخيرى كه ميرود در آن بسبب آنست كه بعضى از ايشان يا اعقاب ايشان ايمان خواهند آورد و يا بجهت آنكه مادامى كه تو در ميان ايشان باشى عذاب بر ايشان نازل نخواهد شد چه تو رحمت عالميانى و مىتواند بود كه ايراد اين كلام بجهت رد انكار كفار باشد در عذاب موعود و دفع استعجال ايشان مر آن را از روى استهزا و نزد اكثر مراد باين عذاب قتل بدر است و بعضى فتح مكه گفتهاند و از كلبى مرويست كه (هذا امر شهده اصحاب رسول اللَّه بعد موته) و ابو القاسم خسكانى باسناد خود از ابى صالح نقل كرده كه وى از ابن عباس و جابر بن عبد اللَّه روايت نموده كه گفتند ما شنيديم از رسول خدا (ص) كه فرمود كه در حجة الوداع وقتى كه در منى بود
لا ترجعوا بعدى كفار يضرب بعضكم رقاب بعض و ايم اللَّه لئن فعلتموها لتعرفنى فى كتيبة يضاربونكم فغمز من خلفه منكبه الايسر فالتفت فقال او على فنزلت الآيات
يعنى پس از من كافر مشويد كه گردن يكديگر را زنيد بخدا سوگند كه اگر چنين كنيد بشناسيد مرا يعنى بهبينيد مرا در ميان لشگرى كه با شما شمشير زنند در اينوقت كه اين سخن فرمود روى را از پس غمز گردانيد نگاه كرد امير المؤمنين را ديد فرمود او على يعنى يا على را بهبينيد با آن جماعت كه با شما مقاتله كنند پس اين آيه نازل شد كه قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي تا آخر و بعد از آن او سبحانه وى را امر فرمود كه ادْفَعْ بِالَّتِي دفع كن بخصلتى كه در جميع حالات هِيَ أَحْسَنُ آن نيكوتر است السَّيِّئَةَ خصلت بد را مراد سفحست از سيئه و احسان در مقابله آن گاهى كه مؤدى بوهن و ضعف نشود در دين اينكلام ابلغ است از ادفع بالحسنة السيئة بجهت آنكه متضمن تنصيص است بر تفصيل حاصل كه حق سبحانه حبيب خود را از مكارم اخلاق آنچه اتم و اكمل و اشرفست امر فرموده و گفته بدى را دفع كن بآنچه نيكوتر است يعنى بعفو و رحمت از سر گناه مجرمان درگذر وقتى كه مستلزم و هن